تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ يزد ( فارسى ) — صفحة 142

مساهمون:

ص١٤٢
غياث الدين شول عمارت كرد ، و در نو آويخت . و مقابل عمارت شيخ امير معين الدين اشرف قطعهء زمين وقف كرد ، و نام آن را « مزار صالحين » نهاد و بسيارى از صلحا در آنجا مدفونند .

ذكر مزار شيخ احمد و شيخ محمد فهادان در داخل شهر يزد

شيخ احمد و شيخ محمد دو برادر بودند صالح ، و مولد ايشان در اسفنجرد بود قريب مجومرد ، و هردو صاحب حال بودند ، و شوى « 1 » ريسمان دادندى و به شومالى « 2 » 51 مشهور بودند و [ 81 الف ] معاش كردندى « 3 » . صاحب جمعى در اسفنجرد بود و بغايت ظالم بود و ظلم بر رعايا مىكرد . مردم از جور او نزد شيخ بفرياد آمدند . شيخ او را نصيحت كرد . گفت من ترك ظلم نمىكنم ، اگر راست ميگوئى دعا كن تا من بميرم . شيخ را حال دست داد و گفت بار خدايا او را « 4 » بميران . صاحب جمع « 5 » بيفتاد و جان بسپرد « 6 » . مردم بريشان « 7 » جمع آمدند ، و از مردم در زحمت بودند ، و از بسيارى مردمان « 8 » ده بگذاشتند و به شهر آمدند و در كوچهء فهّادان مقام كردند « 9 » و شومالى كردند .
هامش
( 1 ) - « شوى » و « شو » در لهجهء يزدى به معناى « آهار » است . در لغتها هم به همين معنى ضبط شده است . ( 2 ) - براى تفصيل « شومالى » به تعليقات رجوع شود . ( 3 ) - ن : گذرانيدندى ( 4 ) - م : اين ظالم را ( 5 ) - ن : اين حرام‌زاده ( 6 ) - م : و بمرد ( 7 ) - در دم مردم بر وى جمع آمدند ( 8 ) - م : مريد ( 9 ) - ن : مقيم شدند