تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ يزد ( فارسى ) — صفحة 109

مساهمون:

ص١٠٩
يعقوب 39 بود ، عليه الرحمه « 1 » [ كه ] استاد قرآن امير ركن الدين بود ، و قرآن برو خوانده بود . به پرسش [ 53 الف ] او رفت . ديد كه وى از پايابى بيرون آمده ، وضو ساخته و نفس مىزند . امير ركن الدين نذر كرد كه آب تفت بدرخانهء او برد تا وضو ساختن بر او آسان شود ، و مقدارى آب تفت بخريد و از فراشاه قناتى حفر كرد و آب به دار الشفاء آورد ، و بعد از آن بدر مدرسهء وردانروز و به مسجد جمعه و بمدرسهء خود برد از مدرسهء رشيديه ، و از آنجا به باب السياده و حمام ريحانان جارى كردند ، و به راه بازار سلطان ابراهيم به مدرسهء مولانا مجد الدين « 2 » حسن و بدر خانهء استاد محمد [ بن ] يعقوب و بخانقاه كوشك نو رسانيد .

ذكر عمارت امير ركن الدين قاضى در سرريگ

دو حمام متصل - برسم رجال و نسا - و بازارى دورويه در سرريگ ، و خانقاهى نيكو « 3 » و دو كاروانسرا يكى مشهور به خان نو و يكى كهنه ، و در دروازهء قطريان خانقاه و بازارى و بر در مدرسهء ركنيه كاروانسرائى مشهور به كاروانسراى « 4 » ندّافان و حمامى در جنب آن مشهور بحمام سوخته [ ب 53 ] و به راه مزار شيخ الاسلام الاعظم سلطان الاولياء و برهان الاوصياء « 5 » تقى الدين دادا محمد قدس اللّه سره « 6 » ساباطى نقشين
هامش
( 1 ) - م : « عليه الرحمه » را ندارد ( 2 ) - م : « مجد الدين » را ندارد ( 3 ) - ن : « خانقاهى نيكو » را ندارد ( 4 ) - ن : « مشهور به كاروانسراى » را ندارد ( 5 ) - ن : « سلطان الاولياء و برهان الاوصياء » را ندارد ( 6 ) - م : روح اللّه روحه