جارى گردانيد - و خانقاه ، [ و ] در جنب آن مدرسه ساباط عالى ساخته و بكاشى تزيين داده * و حمام و دكانها و كاروانسراى نيكو ساز داده * . « 1 »
و در سال ثلث و ثلاثين و سبعمائه اتمام عمارت شد كه * مرتضى ممالك اسلام و مقتداى طوايف انام * « 2 » امير شمس الدين در تبريز وفات كرد و جنازهء او را به يزد آوردند و در مدرسهء خودش دفن كردند ، [ ب 54 ] و دختر خواجه رشيد كه حرم او بود صندوق تربت او از عاج و آبنوس ساخته از تبريز به يزد بفرستاد « 3 » ، و محرابى [ كه ] از سنگ مرمر بر جنوب مرقد او نهادند از تبريز آوردند .
اتمام عمارت او در سال سبع و عشرين و سبعمائه بود و تمام موقوفات از حصص و مزارع و بساتين و حوانيت بر كتابهء ساحت مدرسهء خود ثبت كرد ، و لعنتنامه بر تغيير آن نوشته در همان ساباط .
امير شمس الدين چون وفات كرد دخترى ازو بازمانده بود و حرم امير معين الدين اشرف بود ، ازو فرزندان آمدند . و آثار خير او در ممالك بسيارست در يزد و ابرقوه و شيراز و اصفهان و قم و كاشان * و ساوه و رى و قزوين و سلطانيه و تبريز * « 4 » ، رحمة اللّه عليه .
ذكر دار الشفاء صاحبى و عمارات آن و ذكر بانيان و تاريخ بناى آن و غيره
اين دار الشفاء از مشاهير عمارات يزد است و خواجه [ 55 الف ]
هامش
( 1 و 2 ) ن : ميان دو ستاره را ندارد
( 3 ) - ن : آمد .
( 4 ) - ن : ميان دو ستاره را ندارد .