روزهاى نخست كشاكش و زدوخورد ميانه او با اسماعيل آقا درگرفت و ضياء الدوله غيرت و توانايى شايان از خود نشان داد . چون اين داستان از گفتهء آقاى توفيق است نوشتههاى خود او را مىآوريم :
« چون اسماعيل آقا سمتقو رسيدن حكومت جديد را باروميه شنيد به خيال افتاد كه حاكم را گرفته تا سپهدار والى جديد آذربايجان حساب خود را ببرد . پس از پنجروز از ورود حكومت صبح يك دفعه در حدود شصت نفر از اكراد اطراف خانه - هاى حاكم را گرفته و به صحن و حجرات مقبره كه نزديك خانههاى حكومتى است وارد شده آنجا را سنگر نموده شروع بشليك نمودند . از اينطرف حكومت نيز سربازان خود را بدور خود جمع نموده با كمال جديت دفاع كرده و اهالى ارومى كه تا حال همچو قدرتى از حاكمى نديده بودند و در همچو مواقع دست و پاى ايشانرا بسته بدست دشمنان ميدادند چون آن شهامت را از ضياء الدوله ديدند فورا اشخاصى كه اسلحه داشتند بامداد حكومت برآمدند و در نتيجه اكراد را از مقبره خارج و بعد جنگكنان از شهر نيز بيرون راندند . اكراد با دادن تلفات مقهور از شهر بيرون رفتند .
27 شعبان 1337 اهالى ارومى چون اين تجاوزات و غوغاى آخرى را از تحريك دكتر پاكارد تصور مىنمودند و پول دادن دكتر باكراد نيز تأثيرات عميقى در دلها بخشيده بود عدهاى از تفنگچيان ، پس از بيرون كردن اكراد بدون اطلاع حكومت بعمارت امريكاييان هجوم آورده درب را شكسته بصحن عمارت آنها وارد گرديده و بمردان و زنانى كه در اطاقهاى آنجا اعاشه مىشدند حمله نموده بكشتار مىپردازند ، و خود حكيم صاحب ( دكتر پاكارد ) را عدهاى از عقلا با زحمت از دست ايشان نجات داده بحكومت ميآورند .
ضياء الدوله پس از اطلاع از قضيه فورى سرباز فرستاده آن اشخاص را از عمارت آمريكاييان اخراج ، و مسيحيان را با زن و بچه و مردان ايشان و با مجروحين باداره حكومتى انتقال داده در تحت نظر خود دكتر پاكارد مجروحين معالجه و ديگران با خرج حكومت اعاشه شدند . عده كشتگان مسيحيان امروز بطور تحقيق به شصت نفر بالغ گرديد .
تاريخ هيجده ساله آذربايجان ( فارسى ) — صفحة 838
مساهمون: احمد كسروى تبريزى
ص٨٣٨