بنام ، و خود سيد طه يك مرد كوشا و بكارى مىبود .
كنون سيمگو آماده گرديده و بيرق افراشته « آزادى كردستان » مىخواهد .
چه كار مىكند ؟ . . آيا كنفرانس داده كردان را براى زندگانى آزاد و سررشتهدارى آماده ميسازد ؟ . . آيا قانون اساسى براى كردستان مينويسد ؟ . . آيا به برداشتن پراكندگيها كه در ميان كردانست ميكوشد ؟ . . نه ! . « آزادى كردستان » كه با اينها نيست . پس چه كار مىكند ؟ . . ديهها را تاراج مىكند ، كشتها را لگدمال ميگرداند ، به مردم تاراج ديده و بينواى لكستان پيام فرستاده پول مىخواهد .
مردم بيچاره سلماس و آن پيرامونها كه از آسوريان گزندهاى جانگزا ديده و پراكنده گرديدند ، كنون كه بآبادىهاى خود بازگشته و ميخواهند دوباره بزندگى پردازند ناگهان خود را گرفتار چنگال كردان يغماگر و آدمكش سيمگو مىيابند .
اينست معنى « آزادى كردستان » . همين است نتيجهاى كه سياستگران اروپا مىخواستند .
سلماس و آن پيرامونها همه بدست كردان گرفتار افتاده و نوبت بآباديهاى ارومى ميرسيد . كردان به اينها نيز دست انداخته گزند و آزار دريغ نميگفتند . ديههاى ويرانه كه تازه رو بآبادى گذاشته و در هريكى جز گروه اندكى از مردم نمىبودند هر زمان آسيب ديگرى از تاراجگران سيمگو ميديد .
پس از رفتن عثمانيان حاجى شهاب الدوله نامى حكمران ارومى شده بود ، ولى او مرد بكارى نمىبود و در برابر تاخت و تاراج كردان جز نشستن و دست روى هم گزاردن چارهاى نمىشناخت .
در بهمنماه 1297 ( جمادى الاول 1337 ) سردار فاتح از تبريز بحكمرانى ارومى فرستاده شد . اين مرد كه در زمان صمد خان يكى از همدستان او بوده و پس از بازگشتن آزادى دموكراتها دنبالش كرده و از شهر بيرونش رانده بودند ، اين زمان بار ديگر از كاركنان دولت گرديده ، و در چنين هنگامى بحكمرانى ارومى فرستاده مىشد .
كردان همچنان در تاخت و تاراج ميبودند . سردار فاتح چارهاى كه انديشيد
تاريخ هيجده ساله آذربايجان ( فارسى ) — صفحة 831
مساهمون: احمد كسروى تبريزى
ص٨٣١