افزار جنگى گرفتند . آن سپاهيانش در عبد العظيم بزدوخورد ايستادند ، ولى پس از زخمى گرديدن سه تن ژاندارم ، خود را سپردند و يكصد و دوازده تن از ايشان دستگير افتادند . همان ساعت برئيس ژاندارمها در كاشان دستور دادم كه از همه بستگان او تفنگ و افزار بگيرد و سوارانش را دستگير گرداند .
چنان كه از اين گفتههاى وثوق الدوله نيز فهميده مىشود بنايب حسين و پسرانش گمان افزارهاى جنگى فراوان و پول و زر و سيم انبوه ميرفت . اينان از ساليان دراز براهزنى و دزدى پرداخته و كاروانهاى بزرگى را زده و آباديهاى بسيارى را تاراج كرده ، و در كاشان و نطنز در خاندانها آنچه سراغ مىداشتند براى خود گرفته بودند . گذشته از پولهاى گزافى كه بنام « حقوق » قراسورانى از دولت در - يافته بودند .
در كاشان اينان كاخهاى شاهانه آراسته و ظرف و افزار سيمين و زرين فراوان اندوخته و به همان اندازه گاو و گوسفند و اسب و مانند اينها ميداشتند . گفته مىشد گنجينههايى در كوه و بيابان نهان كردهاند . تفنگها و افزارهاى جنگيرا در دزها اندوخته بودند ، و به جاهاى نهان ديگرى نيز گمان ميرفت .
از اينرو وثوق الدوله بگرفتن و كشتن ماشاء اللّه خان شتاب نمىنمود و چنين مىخواست كه با نرمى افزارهاى جنگى را از ايشان بگيرد و باندوختههاشان نيز راه يابد .
پس از گرفتارى او ، در كاشان پدرش نايب حسين بدست نيفتاد و بكوه بگريخت ولى كسانشان گرفتار گرديدند و از هرجا بگرد آوردن داراكهاى آنان پرداختند . از كسانشان جستجو درباره اندوختههاى نهان ميكردند . رويهمرفته چيز چندانى بدست نيامد و دانسته نشد آيا كسانى بنادرستى از ميان بردند و يا راه باندوختهها نيافته بدست آوردن نتوانستند . دشمنان وثوق الدوله همين را داستان درازى ساخته سخنان بسيارى ميگفتند .
يكى از ياران ماشاء اللّه خان پهلوان رضا نامى بود ، چون مىخواستند او را بگيرند خود را به شهر رسانيده ميخواست به خانه يكى از بزرگان برساند . ليكن نتوانست
تاريخ هيجده ساله آذربايجان ( فارسى ) — صفحة 825
مساهمون: احمد كسروى تبريزى
ص٨٢٥