براى اينكه احترامات فايقه خود را به حضرت اشرف تقديم نمايم مغتنم ميشمارم ( پ . ز . كاكس )
چنان كه بيم ميرفت بيرون آمدن اين پيماننامه ناخشنودى سختى در مردم پديد آورد و در هركجا تكانى پيدا شد . وثوق الدوله گذشته از « بيانيه » خود ديگرانرا واداشت در روزنامههاى ايران و رعد گفتارهاى بسيار دور و درازى در پيرامون پيمان و اينكه ايرانيان ناگزير از بستن آن ميباشند نوشتند . بلكه براى رويهكارى برخى را واداشتند خردهگيرى به آن پيمان كردند و ميخواستند نشان دهند كه هر كسى هر ايرادى ميدارد تواند آن را بروزنامهها نويسد .
ولى اينها سودى نداد ، و راستى آنست كه گذشته از خود پيش آمد و برخورد آن بهمهكس ، انگيزههايى در ميان مىبود كه به سختى شور و هياهو ميافزود :
نخست يكدسته از آزاديخواهان از بيكارى دلتنگ گرديده و افتادن كابينه را با ناشكيبايى آرزو ميكردند . دوم هوچيان كه گفتيم با هر كابينه دشمنى مينمودندى و افتادن آن را خواستندى ، با وثوق الدوله كه يكسال بيشتر بر سر كار مانده و از آنسوى گروهى از آنانرا بسوى خود كشيده و سود بسيار به آنان ميرسانيد دشمنى بيش از اندازه ميداشتند و بيك چنين بهانهاى نيازمند ميبودند . سوم يك گروه كوتاهانديش چون از كوششى نتيجه برنگيرند و يا در كشاكشى شكسته بيرون آيند در پى كسى باشند كه گناه را به گردن او گزارند و با شور و هياهو بر سر او پرند و خشم خود را فرو ريزند و بدينسان از زير شرمسارى بيرون آيند . توده ايران در اينهنگام چنين حالى ميداشتند و بداشتن يك كسى كه همه گناهها را به گردن او اندازند نيازمند و آرزومند مىبودند و آنكس وثوق الدوله را يافتند و بيكباره بر سر او پريده زبان به بدگويى و كينهجويى باز كردند .
در تهران كسانى همچون مستشار الدوله و ممتاز الدوله و حاجى محتشم السلطنه و ديگران بايستادگى برخاستند . ملايان بميان افتاده باز در مسجد شيخ عبد الحسين بنام روضهخوانى چادر افراشتند . وثوق الدوله فرستاد شبانه چادر را خوابانيده و بنام « حكومت نظامى » از گرد آمدن مردم جلو گرفت . مستشار الدوله و همراهانش را
تاريخ هيجده ساله آذربايجان ( فارسى ) — صفحة 822
مساهمون: احمد كسروى تبريزى
ص٨٢٢