تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ هيجده ساله آذربايجان ( فارسى ) — صفحة 802

مساهمون:

ص٨٠٢
برد . اندكى پس از آن داستان ديگرى رخ داد ، و آن اينكه چون نان همچنان كم و خود مايه ناآسودگى مردم مىبود وثوق الدوله بادارهء خواربار پرداخته و موليتور بلژيكى را بنام آنكه در خشكسالى زمستان گذشته در آذربايجان رئيس كمسيون خواربار بوده و آن را به نيكى راه برده ، رئيس آن اداره گردانيد و توانايى بسيارى به او داد . يكدسته از ناخشنودان همين را دستاويز ساخته ملايان و ديگرانرا برآغاليدند و ببهانهء روضه - خوانى چادرى بر مسجد شيخ عبد الحسين افراشته گروهى را در آنجا گرد آوردند . ملايان پرداختن يك مسيحى را به كار نان مسلمانان « خلاف شرع » ميگفتند ، و كسانى بگمارده شدن موليتور بر سر ادارهء خواربار معنى ديگر داده ميگفتند : « ميخواهند هرچه غله است گرد آورند و بانگليسيان كه براى سپاهيان خود در بغداد گندم مىخواهند بفروشند » . با اين سخنان مردم را بدشمنى كابينه برميانگيختند . مىبايد گفت : همان رفتاريرا كه هواداران وثوق الدوله با كابينهء صمصام السلطنه كرده بودند اينان دوباره بآزمايش مىگزاردند . وثوق الدوله نيز همان رفتار صمصام السلطنه را كرد و با فرستادن پاسبان و ژاندارم چادر را خوابانيده مردم را پراكنده گردانيد ، و گروهى از سرجنبانان را دستگير كرده از تهران بيرون راند . اين كار هم نيك بود و مايه آرامشى در تهران گرديد . هوچيان ميدانرا تنگ ديده خود را پس كشيدند . چيزى كه هست وثوق الدوله براى پاسخ دادن بهوچيان و جلوگيرى از آنان ، كسانى را از ميان ايشان بسوى خود كشيده و كار و پول از آنان دريغ نميداشت ، و اين گذشته از آنكه خود كار بدى مىبود مايه كينه‌توزى ديگران مىگرديد و آنان را بدشمنى با كابينه و بكوشش‌هاى نهانى وامىداشت . پس از تهران وثوق الدوله بشهرها پرداخت . در كاشان و پيرامونهاى آن چند دسته از راهزنان ، هر يكى دستگاه ديگرى براى خود ميداشت . نايب حسين كاشانى و پسرانش در كاشان نشسته و در بيرون فرمانبردارى بدولت نشانداده و بنام قراسورانى آن پيرامونها سالانه پول هنگفتى ( گويا پنجاه هزار تومان ) از دولت مىگرفتند ، ولى در نهان دست از دزدى و تاراجگرى برنداشته پيشه خود را دنبال ميكردند . رضا جوزانى