گفتار دوم كابينه وثوق الدوله
چون كابينه صمصام السلطنه افتاد وثوق الدوله نخستوزير گرديد و كابينه پديد آورد . وزيرانى كه برگزيد نصرة الدوله و صارم الدوله و مشار الملك و دبير الملك و نصير الدوله بودند . آن تلاشها را براى افكندن كابينه پيش هواداران اينان مىكردند .
چنان كه گفتهايم دمواكراتها از وثوق الدوله رميده بودند و در كابينه عين الدوله كه اين با برادرش قوام السلطنه از وزيران ميبودند دموكراتهاى تبريز بايستادگى برخاستند و دموكراتها بيشتر شهرها و همچنين بسيارى از دموكراتهاى تهران با ايشان همآواز شدند و در نتيجه اين ، وثوق الدوله و برادرش ناگزير از كنارهجويى گرديدند .
پيداست كه آنان اكنون نيز بدخواه و رميده مىبودند . از آنسوى هواداران صمصام - السلطنه و وزيران پيش دشمنى با اينان مىنمودند . با اينحال وثوق الدوله نيرومند مىبود و چنان كه ديديم هواداران بسيارى ميداشت كه برايش ميكوشيدند ، برخى از سران دموكراتها نيز از هواداران اين ميبودند .
چنان كه ديديم دولت بسيار ناتوان گرديده و در سراسر كشور خودسرى و نافرمانى رواج داشت ، و اين ناتوانى در اين هنگام يك آسيب و گرفتارى بسيار بزرگى را در پى توانستى داشت . زيرا شورش روسستان با آن هياهو و آوازه سراسر شهرها را بتكان آورده و انبوهى از مردم بىآنكه معنى آن شورش را بفهمند و سود و زيانش را دريابند ، بجنب و جوش افتاده بودند . از آنسوى يكدسته از شورشيان بانزلى ( بندر پهلوى ) آمده و آنجا را از دست انگليسيان پس گرفته و استوار نشستند و ميرزا كوچك خان و جنگليان كه تا چندى