به يارى خدا به نوشتن بخش ششم « تاريخ هيجده ساله آذربايجان » كه خود داستان مشروطه است ، آغاز ميكنيم . اين بخش بازپسين آن تاريخ خواهد بود و تاريخ هجده ساله در اين بخش بپايان خواهد رسيد .
اينكه در اين تاريخ تنها به پيشآمدهاى هيجده ساله پرداختيم دو انگيزه داشت :
1 - هنگاميكه من بيادداشتهايى در اين زمينه پرداختم در سال 1302 بود كه از آغاز جنبش مشروطه هيجده سال ميگذشت ، و پيداست كه جز به پيش آمدهاى آن هيجده سال نتوانستمى پرداخت . همان يادداشتهاست كه يك بار به عربى زير عنوان « آذربايجان فى ثمانية عشر عاما » در مهنامه « العرفان » سوريا چاپ يافته و يك بار هم فارسى آن بدينسان در شش بخش ، همراه پيمان پراكنده گرديد .
2 - از همانسال 1302 ، تاريخ ايران بيك دوره ديگرى درميآيد و شورش آزاديخواهى كه در ايران برخاسته و سپس خود آشوب و نابسامانى گرديده بود پايان يافته ، و اينبار يكدولت نيرومندى پديد آمده و يكدست توانايى همه آن آشوبها را از ميان برده سامان و ايمنى را در كشور برپا ميگرداند . پيداست كه تاريخ اين دوره جز از تاريخ آن دوره بايد بود ، و براى نوشتن اين جستجوهاى ديگر ميبايد كرد .
اينست ما تاريخ هيجده ساله را در اين بخش بپايان خواهيم رسانيد و اميدمنديم كه يكى از ياوران پيمان چنان كه نويد داده بتاريخ اين دوره آغاز كند ، و ما چنان كه پيشآمدهاى زمانهاى شورش را بآگاهى خوانندگان پيمان رسانيديم پيشآمدهاى زمان آسايش و ايمنى را نيز بآگاهى آنان برسانيم .
كسروى
تاريخ هيجده ساله آذربايجان ( فارسى ) — صفحة 791
مساهمون: احمد كسروى تبريزى
ص٧٩١