و برخى سركردگان از دولت نوين كه در روسستان برخاسته بود ناخرسندى مينمودند و بسر خود در ايران با كاركنان فرانسه و انگليس همدستى ميكردند و اينست در اين كارها نام قفقاز برده شده و در التماتوم نيز دستينه سركردگان روسى ديده مىشود .
آن چهار تن ايرانى كه در اين نوشته نامبرده و آنان را از مجلس ميخواهند كسانى بودند كه مردانگى نشان داده و همچون ديگران به پستى و خوارى به آسانى گردن نميگزاردند و اين بود مستر شت و همدستانش دروغها به آنان بسته و بنابودكردنشان مىكوشيدند .
بهرحال اين التماتوم بسيار خواندنيست . كسانى كه ميخواهند بدانند كه بيگانگان چون بكشورى چيره شدند چه بهانهجوييها كنند و چه رفتار درشتى پيش گيرند اين نوشته شوم را نيك خوانند . نيك خوانند و نتيجه سستنهادى و بىپروايى را بشناسند .
بدينسان مسيحيان خواست خود را پيش برده و رشته كارهاى شهر را بدست گرفتند . از فرداى آن روز عظيم السلطنه حكمران ، و آقاى پتروس رييس امنيه ، و ابراهيم خان ( از ارمنيان قاچاق قفقاز ) سرشهربانى گرديد . از يكسو نشست 16 تنى تفنگ و ديگر افزارها از مردم ميگرفت ، و از يكسو بدستور مستر شت كشتهشدگان را از خانهها و كوچهها گرد آورده و برده و به خاك مىسپردند . خاندانهاى توانگر هم كشتگان خود را برميداشتند . چند روز كشيد كه تا توانستند همه آنها را به خاك سپارند . در اين ميان سختى كار نان و گرسنگى و سرماى زمستان نيز در ميان مىبود .
بازارها كه روسيان آتش زده بودند هنوز ساخته نشده و اكنون كشتارگاه گرديده بود مسيحيان هركه را در آنجا مىيافتند مىكشتند .
چهل و هشت ساعت زمان دادن تفنگ و افزارها بسر آمد و تفنگ و افزار چندان كه گمان ميرفت داده نشد . بسيارى از مردم از دادن آنها سرباز زدند . مسيحيان همان را عنوان كرده و بر آن شدند كه دوباره بكشتار پردازند و پس از گفتگوهاى بسيار و ميانجيگرى مونسنيور سونتاق نماينده پاپ چنين نهادند كه به زمان بيفزايند
تاريخ هيجده ساله آذربايجان ( فارسى ) — صفحة 723
مساهمون: احمد كسروى تبريزى
ص٧٢٣