ميخواهيد ؟ ) . اول آقاى صدر پيشواى دموكراتيان خطاب بدكتر شت چنين گفت ( آقاى قونسول فعلا در دنيا محاربه بينالمللى است بسيار شهرها را بمبباران و بسيار شهرها را قتلعام نمودهاند ولى نه با اين وضعيت كه شما پنهان شده و از طرفى نيز جمعى لگام گسيخته بسر اهالى ريخته از ساعتيكه ما باينجا آمدهايم چقدر نفوس تلف شده ) گفت گناه از طرف شما بوده و از اين قبيل حرفها بسيار گفته و در نتيجه مستر شت چنين گفت ( اگر امنيت ميخواهيد 12 نفر از مسيحيان و 12 نفر از مسلمانان مجلس تشكيل داده و داخل مذاكره شويم ) اينها گفتند آقاى مستر شت تا تشكيل جلسه و انتخاب اعضاء و طرح مذاكرات شهر از شهريت خارج شده مبدل بتوده خاكسترى خواهد شد . شما الساعه امنيت را بدهيد بعد هرطور كه شما ميخواهيد آن طور مى - كنيم . در نتيجه مستر شت فورا چند دسته سوار تهيه نموده و چند نفر مسلمان را نيز سوار نموده با ايشان قاطى كرده به محلات فرستاده با امر ايشان پنج ساعت از ظهر گذشته مسيحيان را از شهر خارج نموده ولى وجوه اهالى از قونسولخانه نرفته منتظر تشكيل مجلس 24 نفرى شدند و عدهاى از اينها كه بجان خود ميترسيدند تا آخر بلوا و آمدن عثمانيان از آنجا خارج نشدند .
امروز در اين كشتار نزديك بده هزار تن از مردم بيگناه و از زنان و بچگان كشته گرديد . مسيحيان از دميدهء بامداد آغاز كرده تاراج و كشتار دريغ نميگفتند و پس از نيمروز هم اگرچه با دستور مستر شت دست از كشتار برداشتند ولى باز تاراج در كار بود و باز اگر كسى را ميخواستند ميكشتند .
هنگام پسين آن نشست برپا گرديد و يكى از نمايندگان مسلمانان معتمد الوزاره بود كه داستان را نوشته . مسيحيان نوشتهاى بنام « التماتوم » به نشست آورده و خواندند كه ما اينك آن را در اينجا مىنويسيم .
چون دولت ايران قوه ندارد كه در آذربايجان بيطرفى خود را حفظ نمايد و نگذارد قشون اجنبى بآذربايجان داخل شود باينجهة بامر حكومت و بتصويب متفقين در آذربايجان قشون ملى تشكيل ميدهند از ملت مسيحى به مقصود اينكه همين قوه نگذارد دشمن خارجه بآذربايجان داخل شوند كه صدمه سخت براى قفقاز خواهد بود لهذا حاليه در آذربايجان قشونى
تاريخ هيجده ساله آذربايجان ( فارسى ) — صفحة 721
مساهمون: احمد كسروى تبريزى
ص٧٢١