پسين همين روز مسيحيان نشستى داشتند . گويا مارشيمون و ديگران كار را بپايان رسيده دانسته و مىگفتند ديگر بايد بگرد آوردن تفنگ و افزار جنگ از مسلمانان پرداخت ، ولى مستر شت خرسندى نداده و ميگويد هنوز شهر بدست نيامده و ميبايد با جنگ كار را پيش برد .
شب يكشنبه مسلمانان باميد آنكه ديگر جنگ نخواهد شد بىپروايى نمودند و بجنگى نكوشيدند ، ولى مسيحيان از پا ننشستند و خدا ميداند كه در آنشب چه بيدادها كردند . معتمد الوزاره مىنويسد : « تا صبح شليك قطع نشد ، صبح خيلى زود بحكومت آمده موافق راپورتها معلوم شد شبانه وقايع ناگوار و اسفآور روى داده است جلوها و غيره به چندين كوچه هجوم آورده و داخل خانهها شده . . . و دارايى مردم را غارت و قريب پانصد خانه را آتش زده و مرد و زن و صغير و صغيره را مقتول نموده از كسى ابقا نكردهاند . قساوت و شقاوتى بعد از اصلاح ظاهر ساختند كه در هيچ قرن و دوره نظير آن شنيده و در هيچ قانون ديده نشده بود » .
با اين پيشآمدهاى شب ، فردا بامداد ، ملايان و سران شهر بجاى آنكه بدانند كار ديروزيشان بيخردانه بوده ، و پى بخواست درونى مسيحيان برده و مردانه بجنگ و جلوگيرى كوشند ، همان كار بيخردانه و ننگين را دوباره كردند ، و دوباره بدر خانه دشمن رفتند . رشتهء سخن را بدست توفيق ميدهيم :
« قبل از طلوع آفتاب عدهء به خانه عظيم السلطنه سردار رفتند كه نگارنده هم بودم ، مقصود اين بود كه سردار با رؤساى مسيحيان داخل مذاكره گرديده قرار داد ديروزى مارشيمون را تجديد نمايند بعد معلوم شد كه امروز رشته كار در دست مستر - شت امريكاييست و مارشيمون نيز خود را بكنار ميكشد عظيم السلطنه سردار جماعت را برداشته قبل از طلوع آفتاب به خانه مستر شت با كمال زحمت وارد شدند ، از اشخاصيكه فعلا زندهاند ميرزا محمود آقاى مجتهد و آقاى صدر پيشواى دموكراسى و كرمعلى زمانى و ملا حسين امام و حسين جهانگيرى و غيره ميباشند . عدهء از وجوه اهالى باطاق قونسول وارد و جمع كثيرى در حياط ماندند . مسيحيان نيز از هر طرف رو به شهر آورده و صداى تفنگ و ناله زن و بچه آسمان صاف اروميه را تيره و تار نموده و از طرف مسلمانان
تاريخ هيجده ساله آذربايجان ( فارسى ) — صفحة 719
مساهمون: احمد كسروى تبريزى
ص٧١٩