عثمانيان گذشته از آذربايجان و كردستان و خوزستان از راه خانقين و قصر شيرين نيز پيش آمده و حسين رؤف نامى از سركردگان ايشان در كرند نشسته و آزادانه فرمان مىراند و كسانى را از ايرانيان گرفته تيرباران ميكرد ، و در نتيجه اين كارهاى او و رنجيدگى نمودن دولت بود كه از فرمانفرما وزير داخله « استيضاح » كردند و در نتيجه آن چنان كه گفتيم كابينه عين الدوله دچار بحران گرديده از ميان رفت . دو ايل كرد ايرانى كلهر و سنجابى يكى بهوادارى حسين رؤف بيك و ديگرى بدشمنى او با يكديگر مىجنگيدند و خون همديگر را مىريختند .
آلمانيان در چندجا بگرفتن سواره و شورانيدن ايلها مىكوشيدند . در فارس مسيو واسموس و در اسپهان دكتر پوزين و در كرمانشاهان مسيو شونمان كوششهايى به كار مىبردند . واسموس كه زبان و شيوه زندگانى ايرانيان را نيك ياد گرفته و بدعوى مسلمانى خود را بمردم سادهدل تنگستان و دشتستان نزديك گردانيده بود زدوخورد خونينى را با انگليسيان ، با دست آنمردم پيش مىبرد ، دكتر پوزين با همدستى كسانى از آلمانيان و از اتريشيانى كه بدست روسيان افتاده و بتركستان برده شده و از آنجا گريخته و به ايران پناهيده بودند نزديك بسيصد تن سواره از ايرانيان گرفته كه تفنگ و فشنگ و ماهانه به آنان مىداد و آنانرا كه مجاهد « ! » ناميده مىشدند به چند دسته كرده و هردسته را به چند تن آلمانى و اتريشى سپرده براى شورانيدن مردم و انجام كارهايى به يزد و كرمان و قاينات و آن پيرامونها مىفرستاد . اين نيز دعوى مسلمانى از خود مىنمود و نويد ميداد كه همه آلمانيان باسلام خواهند درآمد و بدينسان مردم عامى و ملايان هوسمند را بسوى خود مىكشانيد . رفتارى را كه صد سال پيش ناپلئون در مصر نموده بود اكنون اينان در ايران مىنمودند و بفريفتن عاميان مىكوشيدند .
در كرمانشاهان از آغاز جنگ ميانه كونسولهاى روس و انگليس با كونسولهاى آلمان و عثمانى كشمكش پيدا شده و كمكم دامنهاش دراز گرديده بود ، آلمانيان در آنجا نيز كسانى را بر سر خود گرد مىآوردند و بهنگامى كه كونسولهاى روس و انگليس بهمدان رفته و به آهنگ بازگشت به كنگاور رسيده بودند ناگهان شونمان با دستهاى
تاريخ هيجده ساله آذربايجان ( فارسى ) — صفحة 626
مساهمون: احمد كسروى تبريزى
ص٦٢٦