بود بمجلس آورد . ليكن زمان آن نيز كوتاه بود و اندكى نگذشت كه در نتيجه استيضاح كه در مجلس از فرمانفرما درباره پيشآمدهاى قصرشيرين و كرمانشاهان ( كه ما آنها را خواهيم نوشت ) كرده شد باز بحران پيش آمد ، و همچنان بود و نامهاى مستوفى و مشير الدوله و عين الدوله بزبانها مىرفت ، تا دوباره مشير الدوله را برگزيدند و او پذيرفت ولى پس از آنكه چندى بسر برد بىآنكه كابينهاى پديد آورد كناره جست و اين بود بار ديگر نام مستوفى بميان آمد و او كار را به گردن گرفت و ديرگاهى مىرفت و مى - آمد و سرانجام روز چهارشنبه بيست و ششم مرداد كابينه نوين خود را كه حاجى محتشم السلطنه وزير امور خارجه و وثوق الدوله وزير ماليه آن بود در مجلس بشناسانيد و بدينسان هشت ماه بيشتر با آمدن و رفتن اين كابينهها هدر شد و مجلس و دولت به هيچ كار ارجدارى نتوانستند پرداخت .
كنون ببينيم در آن هشت ماه كشور در چهحالى بود ؟ ! . آذربايجان و كردستان را كه ميدانيم ميدان جنگ بوده ، خوزستان نيز به حال اينها افتاده و در آنجا نيز ميانه انگليسيان و عثمانيان كارزار مىرفت و در اين جنگها بود كه علماى نجف بنام جهاد همراهى با سپاه عثمانى كرده و پا در ميان ميداشتند و دستههايى از بنىطرف و ديگر عربهاى ايرانى نيز پيروى از ايشان نموده و بعثمانيان پيوسته بودند و از اينسوى چون شيخ خزعلخان با همه توانايى خود ياورى بانگليسيان ميكرد دستههايى از عرب هم با اينان ميبودند « 1 » در بوشهر در نتيجه آشوبى كه برخاسته بود انگليسيان سپاه پياده كرده و رشته كارهاى آنجا و ديگر بندرهاى جنوبى را بدست خود گرفتند .
رويهمرفته هردوسو چون از دولت ايران نوميد شده و آن را يارا و تواناى هيچ كارى نميديدند و خود دولتى در ميانه نمىيافتند بيكبار چشم از آن پوشيده و خودشان آزادانه تلاشهايى به كار مىبردند . روسيان و انگليسيان در هركجا كه دست ميداشتند و مىتوانستند هركه را از كونسولها و كاركنان و بازرگانان آلمان و اتريش و عثمانى مىيافتند دستگير مىكردند . از آنسوى آلمانيان و عثمانيان نيز در هرگوشهاى كه ميدان ميديدند بكوششهايى برخاسته به پيشرفت كار خود ميكوشيدند .
هامش
( 1 ) براى داستان اين جنگها كتاب « تاريخ پانصد ساله خوزستان » ديده شود .