تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ هيجده ساله آذربايجان ( فارسى ) — صفحة 439

مساهمون:

ص٤٣٩
هنگام پسين از الو بيرون آمدند و روانه مجونبار گرديدند و آفتاب تازه فرورفته بود كه به آنجا رسيدند و چون برف و كولاك سختى درگرفته بود اينان ميخواستند شب را در مجونبار مانند ، ليكن فداييان چون آماده ايستاده و همين كه اينان رسيدند راه افتادند در آنجا نمانده آهنگ‌ساز كردند . ما داستان اين فداييان را نوشته‌ايم كه چون در تابستان گذشته صمد خان برسر تبريز آمد و جنگها با او رفت و سپس نيز داستان التماتوم روس پيش آمد و بيش از همه در تبريز بيم جنگ مىرفت و در آغاز كار در تهران همه دسته‌ها از دموكرات و اعتدالى و ديگران روى ايستادگى نشان مىدادند و ارمنيان نيز با ايشان بودند در آن هنگام يفرمخان و دسته داشناكسيون خواستند در تبريز دسته آبرومندى از ارمنيان براى همدستى در كارهاى آزاديخواهى پديد آورند و براى اين كار پولى از تهران فرستادند و دوما را كه در تبريز قره‌بابا ناميده مىشد براى سر پرستى روانه كردند و او هنگاميكه آمد به كار برخاست و دسته‌اى آراست كه نخست همدستى با مجاهدان مىنمودند ، ليكن سپس چون در تهران شور و جنبش رنگ ديگرى به خود گرفت و يفرمخان از انديشه ايستادگى درگذشت اينان هم بپيروى از تهران پا كنار كشيدند و چون در تبريز هرزمان بيم جنگ ميرفت دو روز پيش از آنكه زد و خورد آغاز شود دوما دسته خود را برداشته از شهر بيرون رفت و در مجونبار درنگ نمود و كنون با آنكه جنگى با روس نكرده بودند بر جان خود مىترسيدند و همراه مجاهدان روانه گرديدند . شماره آنها چهل و پنج يا چهل و شش تن بود ولى همگى مردان جنگ ديده و آزموده‌اى بودند و افزار جنگ و سفر را در دست داشتند . هر يكى تفنگ و پنج تيرى با دو قطار فشنگ بر دوش و ده تيرى بر كمر و اسب رهوارى زير پا و ياپونچى بدوش ميداشتند . چون از آنجا روانه گرديدند پس از يك ساعت بسار رسيدند و شب را در آنجا ماندند . ماسار و مجونبار را نوشته‌ايم كه در سال 1287 چون تبريز با محمد على - ميرزا مىجنگيد سامخان و برادرش با سواران خود بر اين آباديها ريختند و پس از زد و خورد كه دسته‌اى از ارمنى و مسلمان كشته شدند بر آنها دست يافتند و تاراج كردند . در سار هنوز نشانه‌هاى ويرانى پديدار مىبود .