تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ هيجده ساله آذربايجان ( فارسى ) — صفحة 400

مساهمون:

ص٤٠٠
بويژه در روزهاى بيست‌وهفتم و بيست‌وهشتم و بيست‌ونهم بهمن كه جاهاى بسيارى را برانداختند و روزانه پياپى آواى برافتادن از اينسو و آنسو برميخاست . بگفته اردبيلى هر روز صد بار بيشتر خارخار ويرانى شنيده ميشد . يكى از جاهايى كه در اين چند روزه ويران كردند كاروانسراى سدهى بود كه داستان آن را نگاشته‌ايم . روز سه‌شنبه سىام بهمن ( يكم ربيع الاول ) روسيان باز دو تن را كه مشهدى هاشم هراجچى و يكتن از گرجيان باشد در پشت‌بام ارك بدار زدند . مشهدى هاشم يكى از سردستگان مجاهدان و خود مردى ميانه‌بالا و خوشرويى بود كه از نخست بميان مجاهدان درآمده و يكى از سردستگان شمرده ميشد و در جنگ‌هاى سال 1287 دليريها كرده و مرد بنامى گرديده بود . ما بارها نام او را برده‌ايم و چنان كه گفتيم روسيان پسر او را گرفته بودند و روز دار زدن آقا مير كريم و ديگران او را از پاى دار رها كردند . خود مشهدى هاشم نهان بود تا روز بيست‌وسوم بهمن او را گرفتند و دست‌بسته نزد صمد خان بردند . كسى كه او را در اينهنگام ديده چنين ميگويد : مشهدى هاشم خود را نباخته و هيچ پروايى نمينمود و سر بپايين انداخته زير لب دعا مىخواند . صمد خان او را نزد روسيان فرستاد و آنان در باغ شمال نگهداشتند و بازپرسهايى كردند و امروز بپاى دارش آوردند و با بودن تماشاييان بدار آويختند . ولى از گرجى همراه او هيچگونه آگاهى نميداريم . اين جوانمردان كه به يارى تبريز آمده بودند و بدينسان جان خود را در راه آزادى ايران مىباختند بارى نامهاشان نيز شناخته نيست . اگر آن دو تن كرد را كه از آزاديخواهان نبودند بشمار نياوريم اين‌بار يازدهم كشتار روسيان بود و تا آنجا كه ما دانسته‌ايم و نام برده‌ايم تا امروز سى و هفت تن را بدار آويخته بودند . اينها جز از كسانيند كه با دستور صمد خان كشته شده‌اند . تا آنجا كه ما ميدانيم مشهدى هاشم و آن گرجى واپسين كسانى بودند كه روسيان بدار زدند و پس از آن ديگر در تبريز كسى را ايشان نكشتند . ولى آدمكشيهاى صمد - خان همچنان دنباله ميداشت چنان كه داستان آنها را خواهيم آورد . نيز روسيان كسانى را در خوى و ديگر جاها كشتند كه آنها را نيز خواهيم نگاشت .