از آنسوى ستار خان و باقر خان و معز السلطان و ضرغام السلطنه چهار تن كه در كشاكشهاى مشروطهخواهى جانبازى كرده و دار الشورى را نتيجه جانبازيهاى خود ميشماردند چيرگيهاى تقىزاده و درماندگى دار الشورى بر آنان ناگوار افتاد و اينست با هم سوگند خورده و پيمان نهادند كه بپشتيبانى دار الشورى بكوشند و آن را در برابر چيرگيهاى انقلابيان نگهدارند و اين پيمان خود را نوشته در روزنامها پراكنده ساختند .
يكى از درخواستهاى اينان آن بود كه چند تن كه بدستهبندى برخاسته و اين كشاكش را پديد آوردهاند بايد از مجلس بيرون روند . از اين پيشآمد تقيزاده ناگزير شده چهارصد تومان پول از مجلس گرفته از تهران بيرون رفت و از راه گيلان و تبريز روانه استانبول گرديد .
در همانروزها مستوفى الممالك رئيس الوزراء گرديد و اين كابينه پنجم بود كه پس از برافتادن محمد على ميرزا به روى كار ميآمد . كابينه سپهدار از ديرباز در سايه كشاكش انقلابى و اعتدالى از كار بازمانده بود و سرانجام از ميان برخاست . سپهدار و سردار اسعد در اين كابينه نبودند و در مجلس بميان نمايندگان درآمدند ولى سردار اسعد در كارها دست داشت و وزيران ازو سخن ميشنيدند و او از پيمان و همدستى آن چهار تن سخت خشمناك بود و در دشمنى آنان با انقلابيان همراهى مينمود . چنان كه سپهدار در نهان با آن چهار تن همراهى داشت .
كشاكش پيش مىرفت و شب نهم مردادماه نيم ساعت از شام گذشته هنگاميكه عليمحمد خان تربيت همراه سيد عبد الرزاق نامى درشگه نشسته و از خيابان لالهزار ميگذشت در سر چهارراه مخبر الدوله چند تن از مجاهدان از دسته معز السلطان بر سر درشگه ريخته عليمحمد خان و سيد عبد الرزاق هردو را با گلوله كشتند . اين نيز با دستور اعتداليان و بنام كينهخواهى از انقلابيان بود . بيچاره عليمحمد خان جوان قربانى هوسبازيها و كينهجوييها گرديد . كسانى گفتهاند ستار خان از اين كشتار آگاهى داشت .
تاريخ هيجده ساله آذربايجان ( فارسى ) — صفحة 132
مساهمون: احمد كسروى تبريزى
ص١٣٢