تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ و فرهنگ ايران ( فارسى ) — صفحة 91

مساهمون:

ص٩١
صورت پراكنده در هرجا و به هرشكل يافت مىشود تا آنجا كه ميسر و در دسترس است در يك‌جا فراهم آوريم تا بتوانيم باديد بازترى دربارهء مسائلى كه در اين كتاب به گفتگو گذاشته مىشود داورى نمائيم لازم مىنمايد كه به اين داستانها و به وجوه اشتراك و اختلاف آنها هم در روايات ايرانى و يمنى در مآخذ مختلف فارسى و عربى توجه نمائيم ، و اين نكته را هم از نظر دور نداريم كه آنچه را ما در اينجا داستانهاى تاريخى مىناميم تا دورانى نه‌چندان دور كه نقد علمى به صورتى كه امروز در تحقيقات تاريخى معمول است در تاريخ شرق شناخته و پذيرفته نشده بود جزء وقايع مسلم تاريخى به شمار مىرفتند نه داستانهاى تاريخى .

داستانهاى ايرانى

روايات ايرانى اين داستانها را با آنچه در شاهنامه فردوسى آمده آغاز مىكنيم . در شاهنامه در داستان كيكاووس « 1 » پادشاه كيانى و دوران پادشاهى او شرحى نسبتا مفصل دربارهء سرگذشتهاى او در سرزمين هاماوران نقل شده است . هاماوران « 2 » در زبان فارسى همان كلمهء حمير يا حميران عربى است كه نام
هامش
( 1 ) . كيكاووس - يكى از شاهان داستانى سلسلهء كيان است كه در تاريخ سنّتى ايران به نام كيانيان معروفند دربارهء اين سلسله كريستن سن استاد فقيد دانشگاه كپنهاگ رساله جامع و محققانه‌اى به زبان فرانسوى پرداخته كه به سال 1931 ميلادى در كپنهاگ چاپ شده ، آقاى دكتر ذبيح الله صفا استاد دانشگاه تهران آن را به فارسى برگردانده و در سال 1336 هجرى خورشيدى ضمن انتشارات بنگاه ترجمه و نشر كتاب آن را به شماره 42 در تهران به نام كيانيان به چاپ رسانده . در اين كتاب استاد فقيد كريستن سن را نظرى است مخالف با فرضهاى دانشمندانى همچون هرتل و هرتسفلد دائر بر نوعى وابستگى بين كيانيان و هخامنشيان ، و آن اين است كه ميان شاهان داستانى كيان و سلسلهء تاريخى هخامنشى ارتباطى وجود ندارد و كيانيان عبارتند از يك دسته امراى محلى شرق ايران در عهود مقدم بر اوستا كه نخستين آنها ويشتاسب با زردشت پيغامبر معاصر بوده است . باقى كتاب وقف است بر بحث جامعى راجع به « كى » و « كيان » از قديمترين قطعات اوستا گرفته تا آخرين كتب معتبر تاريخى عربى و فارسى . ( از مقدمه ترجمه كتاب ص 11 ) . ( 2 ) . هاماوران . از هاماور ( - هماور ) ، ( از عربى « حمير » نام قبيلهء ساكن يمن ) - ان ( پسوند -