يافته بودند و در آنجا مىزيستند .
فتح يمن در زمان پادشاهى خسرو انوشروان صورت گرفت ولى پيوستگيهاى اين دو سرزمين و مردم آن از خيلى پيش از اين زمان آغاز شده بود ، زمانى كه بايد ريشهء آن را در داستانهاى تاريخى اين دو ملت جستجو كرد . مراد از داستانهاى تاريخى آن دوره از تاريخ هرملت است كه حوادث آن همچون رويائى مبهم در حافظه مردم باقىمانده و سينهبهسينه از نسلى به نسل ديگر منتقل شده و در اين انتقال با بسيارى از قصهها ، داستانها و افسانهها به هم آميخته و به همينگونه هم تدوين شدهاند و به همين سبب غالبا مرز زمان و مكان در آنها درهم ريخته و حوادث و اشخاص طورى جابجا شدهاند كه قرار دادن آنها در زمان و مكان مشخص خالى از اشكال و خارج از حدس و گمان نخواهد بود و آنچه از مجموع آن داستانها در زمينه تاريخ مىتوان دريافت اين است كه در روزگارى كهن ، كهنتر از دورانى كه تاريخ آن تدوين شده حوادثى در بين مردمى اتفاق افتاده كه اثر مبهمى از آن در خاطرهء آن مردم باقىمانده و به نسلهاى بعد با ابهامى بيشتر منتقل شده و بعدها به صورت اين داستانها درآمده ، داستانهائى كه هرچند با معيارهاى تاريخ نمىتوان آنها را سنجيد ولى براى محققان تاريخ از آنرو كه در آنها نشانههائى از دورانهائى را مىتوان يافت كه محققان درپى تاريخ آن هستند بسى ارزشمندند . و در مورد داستانهاى قديمى تاريخى ايران و يمن ويژگى خاصى نيز بر اهميت آنها از اين لحاظ مىافزايد و آن اين است كه سير حوادث در بيشتر موارد در داستانهاى ايران و يمن يكسان است و اختلافهائى كه بين راويان ايرانى و يمنى در جزئيات وجود دارد كمتر از وجوه اشتراك آنهاست و اين مىرساند كه اين داستانها چه ايرانى و چه يمنى آن از يك اصل مشترك سرچشمه گرفتهاند و آن روابطى است كه در روزگاران بسيار دور بين اين دو ملت وجود داشته و خاطرات مبهمى است كه از آن دوران در تاريخ هريك از اين دو ملت به صورتى باقىمانده است . و به همين سبب است كه براى ما كه مىخواهيم همهء اطلاعاتى را كه در زمينهء روابط تاريخى ايران و يمن به
تاريخ و فرهنگ ايران ( فارسى ) — صفحة 90
مساهمون: محمد مهدى ملايرى
ص٩٠