ناپايدار منصور در آنجا باعث گرديد تا نام بغداد با منصور آنچنان درهم آميزد كه گذشتههاى آن را تا پيش از اين تاريخ هالهاى از ابهام فراگيرد و از آن نامى برده نشود مگر در يك مورد كه آن هم با اعراب ارتباط مىيابد و آن خبر حمله مثنى بن حارثه شيبانى به بازار ساليانه بغداد است كه قبل از دورانى كه به دوران فتوحات معروف شده است اتفاق افتاده و ياقوت پس از شرح اين حمله كه تاريخ آن را در سال سيزدهم هجرى نوشته آورده است كه جز اين خبر از بغداد پيش از بناى منصور خبر ديگرى به من نرسيده است « 1 » و از آنچه در مقدمهء كتاب تاريخ بغداد ، نگاشتهء احمد بن على معروف به خطيب بغدادى كه در قرن پنجم هجرى پرداخته شده و در چندين جلد به چاپ رسيده است ، آمده به خوبى مىتوان دريافت كه چگونه مدينه السلام منصور با بغداد درهم آميخته و تاريخ بغداد به خورد تاريخ مدينه السلام رفته ، زيرا با اين كه در مقدمهء اين كتاب تصريح شده كه « اين كتاب تاريخ مدينه السلام و خبر بناى آن و بزرگانى است كه در آنجا بودهاند و . . . » نه تاريخ بغداد ، ولى نخستين خبرى كه در آن بلافاصله پس از اين مقدمه روايت شده خبرى است دربارهء بغداد « 2 » و عنوان كتاب هم « تاريخ بغداد او مدينة السلام » است كه هردو يكى پنداشته شدهاند .
بغداد نام سرزمين گستردهاى بود كه دو تسوى بزرگ از دو استان سورستان يا سواد را دربرمىگرفت ، يكى تسوى كلواذى از استان شادهرمز در شرق دجله و
هامش
- تحقيق چند تن از پژوهشگران و نويسندگان عراقى ( آقايان دكتر مصطفى جواد و دكتر احمد سوسه و دكتر محمد مكيه و ناجى معروف ، انتشار يافت . دربارهء اين شهر و تعيين موقع آن نسبت به شهر كنونى بغداد چنين آمده :
« تاريخنگاران و جغرافيانويسان را در اينباره اختلاف است ، زيرا آثار اين شهر قرنها است از ميان رفته بهگونهاى كه از بناها و دژها و باروها و خندق و دروازههاى داخلى و خارجى آن نه تنها هيچ اثرى باقى نمانده بلكه از مسجد جامع آن هم كه مكان مقدسى بوده حتى يك آجر و يا يك حرف از كتيبههايى كه بر آن نوشته بود ، بر جاى نمانده ، و به همين سبب محل آن هم مانند ديگر محلهاى اين شهر ناشناخته است » ( كتاب بغداد ، چاپ بغداد 1969 ، ص 23 ) .
( 1 ) . معجم البلدان ، ج 1 ، ص 679 .
( 2 ) . تاريخ بغداد ، او مدينة السلام ، جلد اول ، چاپ دار الكتاب العربى ، بيروت ، لبنان ، ص 3 .