اردوگاه او بوده اينجا خالى و بىدفاع مانده بوده و به آسانى در دسترس مهاجمان قرار گرفته است .
يعقوبى دربارهء شهرهاى مدائن كه در دو طرف دجله گسترده بودهاند گويد :
آنچه از اين شهرها در شرق دجله بودهاند از رود دجله و آنچه در غرب دجله بودهاند از رود فرات آبيارى مىشدهاند .
ياقوت طول و عرض جغرافيايى مدائن را از گفتهء بطلميوس چنين آورده است : طول مدائن هفتاد درجه و يكسوم درجه و عرض آن سى و سه درجه و يكسوم درجه است . و از كتاب سير الفرس ( معمولا ترجمههاى عربى خداينامه را به اين نام مىخواندهاند ) نقل كرده كه نخستين كسىكه در اين موضع شهرى پىافكند اردشير بن بابك بود . گويند او هنگامى كه بر اين سرزمين دست يافت و به اين محل آمد اينجا را پسنديد و در آن شهرى بساخت . در علت نامگذارى اين جا به مدائن گويد چون زاب پادشاه كه پس از موسى عليه السلام بود در سال سىام از پادشاهى خود ، اينجا را آباد كرد و زابها ، يعنى رودهايى را كه به نام زاب خوانده مىشوند ( در عربى الزوابى ) بكند و اينجا را استان گردانيد شهر بزرگ اينجا را كهنشهر ( - در عربى المدينة العتيقة ) قرار داد .
ياقوت پس از نقل اين مطلب گويد : اين چيزى است كه من از گفتهء قدما يافتم و نديدم كسى را كه در علت اين امر كه اينجا را مدائن ، به صيغه جمع خواندهاند ، چيزى گفته باشد . ولى آنچه من ( سخن از ياقوت است ) خود در اين باب مىانديشم اين است كه چون اين محل زيستگاه پادشاهان ساسانى و ديگر پادشاهان بوده و هريك از آنها چون به شاهى مىرسيدهاند در اينجا براى خود شهرى نو در جنب شهر قديم مىساخته و آن را به نام خود مىخواندهاند بدين سبب شهرهاى متعدد در اينجا به وجود آمده و نخستين اين بناها كهن شهر ( - المدينة العتيقة ) است كه آن را زاب پىافكند ، و پس از آن شهر اسكندر است و سپس تيسفون است . و ديگر از شهرهاى مدائن اسفانبر « 1 » و ديگر شهرى است كه
هامش
( 1 ) . اين نام در نسخه موجود معجم البلدان اسفانبر چاپ شده ولى اين نام در جاهاى ديگر اسفانير است .