خواهد داد . فيروز كه اين را شنيد از صف لشكريان خود بيرون آمد و با صداى بلند آهنگى كه داشت ، گفت مردم آنان كه مرا مىشناسند همين كافى است و آنان كه نمىشناسند بدانند كه من فيروز حصين هستم و از مال و وفاى به عهد من هم آگاهند ، هركس سر حجاج را براى من بياورد من به او صد هزار درهم جايزه خواهم داد . و چون حجاج اين را شنيد گفت به خدا سوگند كه او با اين سخن خود مرا در بين خاصان و نزديكان خودم هم نامطمئن ساخت آنچنانكه ناچارم همواره دلنگران و برحذر باشم . « 1 »
نكتههائى كه از فيروز نقل شده
از آنچه در كتب تاريخ و ادب عربى دربارهء فيروز حصين و فضائل اخلاقى وى آمده و از سخنان حكيمانه و روشهاى خردمندانهاى كه از او نقل شده است چنين برمىآيد كه وى گذشته از اينكه سردارى دلير و جنگآور و بزرگزادهاى دستودلباز و بخشنده بوده ، در حكمت و خرد همنام و آوازهاى داشته و از اينجا است كه در كتب معتبر عربى اسلامى از فضائل اخلاقى وى نكتههائى نقل شده است از آن جمله ، جاحظ از وى اين نكته را نقل كرده : فيروز حصين گفت من به " دار الاستخراج " آمدورفت مىكردم تا ياد بگيرم چگونه در برابر ناملايمات صبور و بردبار باشم .
" دار الاستخراج " در دستگاه ديوان خراج جائى بوده كه براى گرفتن خراج و ديگر رسوم ديوانى از كسانى كه خود بدهى خود را بدان مبلغ كه ديوانيان مىخواستند نمىپرداختهاند در آنجا با زجر و شكنجههاى سخت مال مطلوب را وصول مىكردهاند « 2 » .
و ابن قتيبه هم در روايتى از مدائنى چنين آورده كه : فيروز حصين روزى تازيانهاش را گم كرد مردى براى او تازيانهاى برد . فيروز دستور داد هزار درهم به
هامش
( 1 ) . حاشيه ص 32 ، از جلد دوم البيان و التبيين .
( 2 ) . البيان و التبيين ، ج 2 ص 32 .