هم به كمك او برخاستند پيروزمندانه تا نزديكىهاى بصره پيش آيد « 1 » .
قيام كشاورزان و روستائيان ايرانى
داستان قيام كشاورزان و روستائيان ايرانى كه بايد آن را زمينه و پايهاى براى پيشرفت قيام ابن اشعث و گسترش آن شمرد چنين بود كه چون روستائيان و كشاورزان ايرانى كه در آغاز ورود عربهاى مسلمان به اين سرزمين همچنان بر كيش خود باقىمانده و جزء اهل ذمه درآمده و ساليانه مبلغى بهعنوان جزيه مىپرداختند ، به تدريج كه با اسلام آشنا مىشدند و به اين دين مىگرويدند از زمرهء اهل ذمّه خارج و از پرداخت جزيه معاف مىگرديدند .
و اين امر هرچند عايدات حكام عرب را كاهش مىداد و شايد براى برخى از آنها هم زياد خوشآيند نبود ولى تا پيش از حجاج نشانهاى از اينكه آنها مانعى در اين راه ايجاد كرده باشند ديده نمىشود . ولى در زمان حجاج اين امر صورت ديگرى به خود گرفت زيرا با افزايش جور و ستم او بر خراجگذاران - فرار روستائيان هم كه اكنون جزء مسلمانان بودند از روستا به شهر رو به فزونى نهاد تا جائى كه بسيارى از روستاها از سكنه خالى شد و بسيارى از كشتزارها ويران گرديد و در نتيجه خراج سواد كه در زمان خليفه عمر در نخستين سالى كه پس از ساسانيان خراج آنجا را او وصول كرد يكصدوبيستوهشت ميليون درهم بود ، در زمان حجاج به هيجده ميليون درهم كاهش يافت . ابن خردادبه كه اين دو رقم را باهم ذكر كرده براى اينكه اين تفاوت فاحش را از سهو قلم او نشمرند و گمان نكنند كه خراج زمان حجاج يكصد و هيجده ميليون بوده است در جائى كه مقدار خراج زمان حجاج را هيجده ميليون ذكر كرده اين را هم يادآورى كرده كه در اين رقم يكصد ميليون نيست « 2 » . ابن خردادبه علت اين كاهش را ستمگرى و
هامش
( 1 ) . طبرى ، 2 / 3 - 1052
( 2 ) . اين خردادبه : المسالك و الممالك ، ص 14 و 15 و جباه الحجاج بن يوسف ثمانية عشر الف الف درهم ليس فيها مائة الف الف و ذلك لعسفه و خرقه و ظلمه . . . يعنى حجاج بن سوسف -