تهديد كند « 1 » . و همچنين جاى شگفتى نيست كه اسواران و ديگر رزمندگان ايرانى كه در اين خطبه مورد تهديد قرار گرفتهاند و از سابق هم ميانهء خوبى با حكومت عربى جاهليّتگراى اموى نداشتند از هرفرصتى براى مقابلهء با او بهره جويند و از آن جمله در واقعهاى كه بلاذرى آن را به اجمال واقعهء ابن اشعث خوانده و آن قيامى بود كه در مخالفت با حجاج پاگرفته بود به كمك مخالفان او برخيزند و با او به ستيز بپردازند .
* * *
اسواران در واقعهء ابن اشعث
اين واقعه چنين خلاصه مىشود : حجاج در سال 80 هجرى ولايت سيستان را به عبد الرحمان بن محمد بن الاشعث واگذارد و او را مأمور جنگ با رتبيل نمود كه در آن ديار جلو پيشرفت عربها را گرفته و والى سابق سيستان عبيد الّه بن ابى بكره را هم شكستى سخت داده بود « 2 » و براى همين منظور حجاج با او بيست هزار تن از مردان بصره و بيست هزار تن از مردان كوفه را با تجهيزات كافى همراه نمود « 3 » . ولى هنگامى كه ابن اشعث به سيستان رسيد و با اوضاع آنجا از نزديك آشنا شد دربارهء حمله به رتبيل نظرى ديگر يافت كه با آنچه حجاج به او دستور داده بود تفاوت داشت ، و چون نظر خود را به حجاج اطلاع داد حجاج برآشفت و نامهاى تند به او نوشت و او را به ترس و زبونى متهم ساخت . اين نامه از سوى ابن اشعث بىجواب نماند ، نامهها و پرخاشهاى دو جانبه ادامه يافت و سرانجام باعث شد كه ابن اشعث سر از فرمان حجاج برتابد و با جوّ آشفتهاى كه در بصره با قيام كشاورزان و روستائيان ايرانى در برابر ستمگرىهاى حجاج به وجود آمده بود با تمام سپاهيانى كه در اختيار داشت به قصد خلع حجاج از امارت عازم بصره مقر فرمانروائى او گردد و چون اسواران
هامش
( 1 ) . در اين خطبه اسواران را با اين سخنان درشت و خشمآلود تهديد كرد : « عذيرى من هذه الحمراء يرمى احدهم بالحجر الى السّماء و يقول : يكون الى ان يقع خير ، و اللّه لاجعلنّهم كامس الدّابر ( العقد الفريد ، 2 / 186 ) .
( 2 ) . طبرى 2 / 3 - 1042 /
( 3 ) . طبرى 2 / 3 - 1046