تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ و فرهنگ ايران ( فارسى ) — صفحة 202

مساهمون:

ص٢٠٢

اقطاعهاى عثمان

در خلافت عثمان تحولى ديگر در وضع سورستان پديد آمد هرچند اثرى فورى در بافت اجتماعى آنجا نداشت ولى مقدمه‌اى براى دگرگونىهاى آينده و تغيير چهرهء آنجا گرديد و آن بذل و بخشش‌هايى بود كه عثمان از اراضى اين‌جا به سران عرب مىكرد ، و بسيارى از آباديهايى را كه از املاك خالصه به شمار مىرفت يا حاكمان عرب خود را در آنها صاحب حق مىپنداشتند به عده‌اى از سرشناسان عرب به اقطاع وامىگذارد و اين مقدمه‌اى شد براى اين‌كه كارگزاران او در املاك سواد يعنى سورستان به بذل و بخشش‌هاى بيشترى بپردازند و عدهء بيشترى از سران عرب كه قبلا هم به تملك اراضى اينجا پرداخته بودند « 1 » املاك بيشترى را در اختيار گيرند و به تدريج قلمرو دهقانان ايرانى را در آنجا تنگ و تنگ‌تر سازند . عمر پس از فتح سواد علاوه بر املاكى كه در دولت ساسانى جزء خالصه شمرده مىشد چند نوع ديگر از اراضى آنجا را هم خالصه گردانيده بود از قبيل املاكى كه به پادشاهان ساسانى يا خاندان ايشان يا كسانى كه در جنگ كشته شده يا فرار كرده بودند تعلق مىداشته و همچنين نيزارها و بيشه‌زارها و املاك ديگرى كه بسيارى از آنها را بلاذرى نقل كرده است « 2 » . بلاذرى اين را هم نوشته كه اين املاك در ديوان ثبت شده و همچنان معلوم و مشخص بودند تا هنگامى كه در واقعهء دير الجماجم در زمان حجاج كه مردم ديوان را آتش زدند اين ديوان هم از ميان رفت و از آن پس هرگروهى از مردم هرآنچه از اين املاك در مجاورتشان بود تصاحب كردند . در دوران عثمان و عامل او وليد بن عقبه بسيارى از املاك مهم و معتبر اين
هامش
( 1 ) . فتوح البلدان ، ص 76 - 78 . ( 2 ) . فتوح البلدان ، ص 329 - 330 . اين مطلب از درخواستى كه آنها در دوران خلافت على ( ع ) از آن حضرت كردند به خوبى معلوم مىشود ( فتوح ، ص 79 - 80 ) .