تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ترجمه خلاصه تفسير الميزان ( فارسى ) — صفحة 97

مساهمون:

ص٩٧

[ آيهء ( 141 - 135 ) علّت پيدايش اختلافات دينى و ردّ آن ]

( 135 )
( وَ قالُوا كُونُوا هُوداً أَوْ نَصارى تَهْتَدُوا )
: ( يهود و نصارى گفتند يهودى يا نصارى شويد تا هدايت يابيد ) با آنكه دين حق ، دين ابراهيم عليه السّلام و اولاد اوست و اختلافات و انحرافات كه در بشر پيدا شد همه ساخته هوى و هوسهاى خود آنهاست كه عدّه‌اى يهودى و عدّه‌اى نصارى شده‌اند ، و گرنه دين ابراهيم يكى است و آنها دشمنيهاى خود را به حساب خدا و دين او گذاشتند ، يكى از آثار طبيعى زندگى زمينى و دنيوى آنست كه دائما در تغيير است و لازمهء اين تحوّل و تغيير آنست كه آداب و شعائر قومى هم دگرگون شود و اباطيل و دعاوى گوناگون مثل تعصّب قومى و وطنى و اقليمى نيز ايجاد مىشود و هيچ يك از اينها جزء دين نيست ، بلكه به عكس اينها شعارهايى است كه مردم را به سوى شرك جذب مىكند و آنها را بسوى گمراهى مىكشاند و آنها اين اباطيل را به دين نسبت مىدهند ( و گمان مىكنند كه كار خوبى انجام داده‌اند ،
( وَ هُمْ يَحْسَبُونَ أَنَّهُمْ يُحْسِنُونَ صُنْعاً )
« 1 » ،
( قُلْ بَلْ مِلَّةَ إِبْراهِيمَ حَنِيفاً )
: ( بگو بلكه ملّت ابراهيم را پيروى مىكنيم كه دينى ميانه است ) چون دين ابراهيم ، دين فطرى و دين حقّى است كه تمايل به دين هيچ كدام از شما ندارد ،
( وَ ما كانَ مِنَ الْمُشْرِكِينَ )
: ( و او از مشركان نبود ) اين كشفى آشكار براى تمام مظاهر انحراف از دين است كه از آنها به شرك تعبير مىشود ، خواه شرك در عقيده باشد يا شرك در روش زندگى ، و بنابراين قوميّت و وطن پرستى و تعصّبات ، همه شرك است ، چون لواى آنها در برابر اسلام برافراشته شده است . ( 136 )
( قُولُوا آمَنَّا بِاللَّهِ وَ ما أُنْزِلَ إِلَيْنا وَ ما أُنْزِلَ إِلى إِبْراهِيمَ وَ إِسْماعِيلَ وَ إِسْحاقَ وَ يَعْقُوبَ وَ الْأَسْباطِ )
: ( اى مسلمانان بگوئيد ما به خدا و آنچه بر ما نازل شده و آنچه به ابراهيم و اسماعيل و اسحاق و يعقوب و اسباط ( و خلاصه آنچه همه پيامبران آورده‌اند ) ايمان آورديم ) با اين امر از آنان مىخواهد كه با ايمان به خدا و انبياء او و آنچه بر آنها
هامش
( 1 ) - سوره كهف ، آيه 104 .