و تفحص و جنجال دربارهء اينكه فلان شخص از كدام طائفه و دين بوده است ، چه فايدهاى دارد ، آنچه بايد به آن بپردازيد مسائلى است كه فردا از آن بازخواست خواهيد شد ، يعنى عمل خود شما مهم است و گرنه اينكه ابراهيم چه دينى داشت ، چه نفعى براى يهود و غير آن دارد ؟ و علت تكرار اين آيه پافشارى و لجبازى يهوديان و نصارى در اين مسأله بوده است و گرنه اگر قصد از مطالعه زندگى انبياء آموختن تجارب و طريق هدايت باشد نه تنها ضررى ندارد ، بلكه قرآن به اين امر تشويق هم مىنمايد .
[ آيهء ( 151 - 142 ) ماجراى تغيير قبله ]
( 142 )
( سَيَقُولُ السُّفَهاءُ مِنَ النَّاسِ ما وَلَّاهُمْ عَنْ قِبْلَتِهِمُ الَّتِي كانُوا عَلَيْها )
: ( به زودى نادانان از مردم خواهند گفت ، چه انگيزهاى مسلمانان را از قبلهاى كه بر آن بودند برگردانيد ؟ ) .
منظور از سفيهان ، يهود و مشركين عرب بودند و سفاهت يعنى تزلزل رأى و عدم پايدارى عقل ، آنها به زودى مىگويند چه چيز باعث شد مسلمانان از بيت المقدس كه سالها در مكه و ماهها پس از هجرت رو به آن نماز مىخواندند برگردند ؟ و قبله را به مسلمانان نسبت دادند ، در حالى كه بيت المقدس قبل از مسلمانان قبلهء يهود بود و علت اين نسبت اين بود كه در ايجاد تعجّب و وارد بودن اعتراض مؤثّرتر باشد ،
( قُلْ لِلَّهِ الْمَشْرِقُ وَ الْمَغْرِبُ يَهْدِي مَنْ يَشاءُ إِلى صِراطٍ مُسْتَقِيمٍ )
: ( اى پيامبر بگو مشرق و مغرب و همه جهات از آن خداست و او هر كه را خواهد بسوى راه مستقيم هدايت مىكند ) پس جهات هيچ كدام شرافتى بر ديگرى ندارند و آنچه به آنها شرافت و كرامت مىدهد انتخاب الهى است و خدا زمانى كه مكانى را براى قبله و جهت توجّه بندگانش برگزيد پس آن مكان به شرف قبله بودن مشرّف مىشود و هر كس بدان سو رو كند بر مسير مستقيم سير كرده است .
و مسأله تغيير قبله يك مسأله اساسى و انقلابى ريشه دار در جهت نشر حقايق و معارف اسلام بود كه آن را در مقابل يهود و نصارى استقلال و هويّت مىبخشيد و لذا