كه در هر دو وجود دارد « 1 » ،
( أَ لَمْ تَعْلَمْ أَنَّ اللَّهَ عَلى كُلِّ شَيْءٍ قَدِيرٌ )
: ( آيا نمىدانى كه خداوند بر همه چيز تواناست ؟ ) يعنى به قدرت مطلقه خود مىتواند در آيات دخل و تصرف نمايد و قدرت او محدوديّتى ندارد .
( 107 )
( أَ لَمْ تَعْلَمْ أَنَّ اللَّهَ لَهُ مُلْكُ السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ )
: ( آيا نمىدانى كه خدا ، همه ملك آسمان و زمين به او تعلّق دارد ؟ ) ، خطاب به مؤمنين است كه از آن رائحه ترساندن از انكار و خدعهء يهوديان گمراه به مشام مىرسد و خداوند از قبل جواب شبهاتى را كه ممكن آنها درباره نسخ بكنند مىدهد ، پس خدا مالك تمام هستى است و مىتواند در ملك خود تصرف كند ، سپس آنچه خير و صلاح بشر در آن است به او افاضه مىنمايد ،
( وَ ما لَكُمْ مِنْ دُونِ اللَّهِ مِنْ وَلِيٍّ وَ لا نَصِيرٍ )
: ( و براى شما غير از خدا هيچ سرپرست و ياورى نيست ) ، تا امور شما را سرپرستى كند و تدبير شئون زندگى شما را بنمايد و هيچ يارى كنندهاى هم نخواهيد داشت تا هنگامى كه با آنچه بر شما نازل شده مخالفت كرديد ، شما را يارى دهد .
[ آيهء ( 115 - 108 ) همهء جهات ازآنِ خداست ]
( 108 )
( أَمْ تُرِيدُونَ أَنْ تَسْئَلُوا رَسُولَكُمْ كَما سُئِلَ مُوسى مِنْ قَبْلُ )
: ( و يا مىخواهيد از پيامبر خود همان پرسشهايى را بكنيد كه قبلا از موسى عليه السّلام كردند ؟ ) ، يعنى اى مسلمانان آيا مىخواهيد از پيامبر اسلام صلّى اللّه عليه و إله و سلم هم همان معجزات و خوارقى را بخواهيد كه يهود از موسى عليه السّلام طلب كردند ، مانند درخواست ديدن خدا و معجزات ديگر كه همانا خداوند آنها را به اين سبب سرزنش نمود ،
( وَ مَنْ يَتَبَدَّلِ الْكُفْرَ بِالْإِيمانِ فَقَدْ ضَلَّ سَواءَ السَّبِيلِ )
: ( و هر كس كفر را با ايمان عوض كند براستى راه راست را گم كرده است ) ،
( سَواءَ السَّبِيلِ )
يعنى وسط راه ، يعنى چنين كسى راه مستقيم و درست را گم مىكند ،
هامش
( 1 ) - استفاده از اصل تفسير الميزان .