متأثر و منفعل شوند ، نه آنكه از جانب خدا باشند و از او تأثير پذيرند ،
( فَفَرِيقاً كَذَّبْتُمْ )
: ( پس بعضى از آنان را تكذيب كرديد ) مانند عيسى عليه السّلام و محمّد صلّى اللّه عليه و إله و سلم ،
( وَ فَرِيقاً تَقْتُلُونَ )
: ( و بعضى از آنان را به قتل رسانديد ) مانند زكريا عليه السّلام و يحيى عليه السّلام .
( 88 )
( وَ قالُوا قُلُوبُنا غُلْفٌ )
: ( و گفتند قلبهاى ما در حجاب و غلاف است ) ( غلف ) به معناى محفوظ و پيچيده به لفاف و پوشش و حجاب است و اين كنايه از عدم امكان شنيدن آن چيزى است كه به آن دعوت مىشوند ، پس در قلب آنان هيچ دعوت جديدى نفوذ نمىكند و اين حرف براى مأيوس كردن پيامبر صلّى اللّه عليه و إله و سلم و مؤمنان بود كه بدانند آنان هرگز ايمان نمىآورند ،
( بَلْ لَعَنَهُمُ اللَّهُ بِكُفْرِهِمْ )
: ( بلكه خدا بخاطر كفرشان آنها را لعنت كرده ) و خدا به اين جهت آنان را از رحمت و هدايت خود طرد كرده است ،
( فَقَلِيلًا ما يُؤْمِنُونَ )
: ( پس كمترند آنان كه ايمان مىآورند ) ، چون فقط افراد اندكى مثل عبد اللّه بن سلام و دوستش به پيامبر اسلام صلّى اللّه عليه و إله و سلم ايمان آوردند .
( 89 )
( وَ لَمَّا جاءَهُمْ كِتابٌ مِنْ عِنْدِ اللَّهِ مُصَدِّقٌ لِما مَعَهُمْ )
: ( و هر زمان كه كتابى از نزد خدا بر آنان بيامد كه كتاب آسمانى آنها را تصديق مىكرد ) سياق نشان مىدهد منظور قرآن است كه تورات آنها را تأييد مىنمود ،
( وَ كانُوا مِنْ قَبْلُ يَسْتَفْتِحُونَ عَلَى الَّذِينَ كَفَرُوا )
: ( و اينها قبلا عليه كفار آرزوى آمدن قرآن را مىكردند ) ، يعنى بوسيله قرآن و بعثت و هجرت پيامبر صلّى اللّه عليه و إله و سلم طلب فتح و غلبه بر كفار مىكردند و آنان انتظار مىكشيدند تا بوسيله پيامبر صلّى اللّه عليه و إله و سلم بر كفار نصرت بيابند .
( فَلَمَّا جاءَهُمْ ما عَرَفُوا كَفَرُوا بِهِ )
: ( پس زمانى كه آنچه را مىشناختند نزدشان بيامد به آن كافر شدند ) ، يعنى از روى ستم و حسد به اينكه چرا خدا پيامبر اسلام صلّى اللّه عليه و إله و سلم را از ميان آنان انتخاب نكرده است ، به پيامبر كافر شدند و حال آنكه به خوبى حقانيّت او را مىدانستند ،
( فَلَعْنَةُ اللَّهِ عَلَى الْكافِرِينَ )
: ( پس لعنت خدا بر كافران باد ) ، كافرانى كه با