تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ترجمه خلاصه تفسير الميزان ( فارسى ) — صفحة 639

مساهمون:

ص٦٣٩
آنها غافل مىگردند و در اثر سرگرمى به آنها به ياد زوال و فناى آنها نمىافتند و معقول نيست كه پروردگار عالم مثل اين قبيل تجملات ناپايدار دنيوى در معرض مرگ و حيات و ثبوت و زوال ، طلوع و غروب ، ظهور و خفا ، پيرى و جوانى ، زشتى و زيبايى و امثال اين تغييرات و دگرگونيها واقع گردد و اين برهانى قطعى بر مسألهء توحيد است كه هم خواص آن را درك مىكنند و هم عوام . ( 77 )
( فَلَمَّا رَأَى الْقَمَرَ بازِغاً قالَ هذا رَبِّي فَلَمَّا أَفَلَ قالَ لَئِنْ لَمْ يَهْدِنِي رَبِّي لَأَكُونَنَّ مِنَ الْقَوْمِ الضَّالِّينَ )
: ( پس زمانى كه ماه را ديد كه طلوع كرد ، گفت : اين پروردگار من است ، پس زمانى كه ماه غروب كرد ، گفت : اگر پروردگارم مرا هدايت نكند هر آينه از گروه گمراهان خواهم بود ) ، ( بزوغ ) به معناى طلوع است و اينكه فرمود : ( هذا ربّى ) چنان كه گفتيم از راه فرض و مماشات و كنار آمدن ظاهرى با خصم است ، امّا زمانيكه ماه غروب كرد به سبيل كنايه فرمود : اگر خدا مرا هدايت نكند گمراه مىشوم و اين كنايه از برهان قبلى اوست كه غروب كردن را ملاكى عام براى ابطال ربوبيّت دانست ، پس پرستش هر غروب كننده‌اى چه ماه و چه كوكب همه از مصاديق گمراهى محسوب مىشود ، اين كلام حضرت ابراهيم شامل چند نكته است ، اوّل ) : اينكه ، در زمان آن جناب عده‌اى ماه پرست و گمراه بوده‌اند ، دوّم ) : اينكه حضرت ابراهيم در اين بيانات نظر صحيح و يقينى و هدايت الهى و فيض خداوند خود را جستجو مىكرده چه كلام او را حمل بر معناى حقيقى كنيم و چه حمل به ظاهر نمائيم ، در هر صورت قصد آن جناب هدايت بوده است ، سوّم ) : اينكه آن جناب يقين داشته كه داراى پروردگارى است كه هدايت و ساير امور او را به عهده دارد و منظور ايشان اين بوده كه بفهمد ، آيا آن كسى كه عهده‌دار امور اوست ، همان آفريدگار آسمان و زمين است ، يا آنكه يكى از آفريده‌هاى اوست . ( 78 )
( فَلَمَّا رَأَى الشَّمْسَ بازِغَةً قالَ هذا رَبِّي هذا أَكْبَرُ فَلَمَّا أَفَلَتْ قالَ يا قَوْمِ إِنِّي بَرِيءٌ مِمَّا تُشْرِكُونَ )
: ( پس زمانى كه خورشيد را ديد كه طلوع نمود ، گفت : اين پروردگار