تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ترجمه خلاصه تفسير الميزان ( فارسى ) — صفحة 637

مساهمون:

ص٦٣٧
و در ادامه فرمود : ( من تو و قومت را در گمراهى آشكار مىبينم ) چون پرستش چنين بتهاى حقير و بىارزش عملى بسيار گمراهانه است ، زيرا مقام خدايى از عاليترين مراتب و مقامات است كه نبايد آن را به مشتى سنگ و چوب نسبت داد و آيا ضلالتى بالاتر از عبادت و پستى بندگى در برابر بتهاى فاقد علم و قدرت و رها كردن پرستش صانع يكتا و بىهمتا و واجد جميع صفات كماليّه وجود دارد ؟ ( 75 )
( وَ كَذلِكَ نُرِي إِبْراهِيمَ مَلَكُوتَ السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ وَ لِيَكُونَ مِنَ الْمُوقِنِينَ )
: ( و اينچنين به ابراهيم ملكوت آسمانها و زمين را نشان مىدهيم و براى اينكه از اهل يقين باشد ) ، يعنى ما به همين نحوى كه نمونه‌اش را در محاجّه ابراهيم با آزر ديديد ملكوت آسمانها و زمين را به ابراهيم ارائه داديم و ملكوت از ريشهء ( ملك ) به معناى قدرت بر تصرّف است ، منتها تأكيد بيشترى بر تسلّط دارد ، پس خداوند حاكم و مسلط و متصرف در همهء ملك هستى است كه تمامى امورى زايل هستند ، در حالى كه خداى سبحان سرمدى و باقى است و ملكوت وجود اشياء است از جهت انتسابشان به خداى سبحان و قيامى كه به او دارند ، پس منظور از نشان دادن ملكوت آسمانها و زمين آن است كه خداوند خود را از طريق مشاهدهء اشياء و استنادى كه به وى دارند به ابراهيم نشان مىدهد ، زيرا وقتى كه اين استناد قابل شركت نباشد ، هر كس به موجودات عالم نظر كند بىدرنگ حكم مىنمايد به اينكه هيچ يك از موجودات مربّى ديگران و مدبّر نظام جارى در آنها نيست و ربوبيّت نحوه‌اى از ملك و تدبير است كه تفويض و تمليك نمىپذيرد و به ديگرى منتقل نمىشود و اينها همه توجيهاتى است كه نفس ابراهيم عليه السّلام از مشاهده اشياء و دانستن نسبتى كه با خالق خود دارند به آنها متوجّه مىشود و به اين وسيله از اهل يقين مىگردد و يقين علمى است كه آميخته با هيچ شك و ترديدى نيست و علم يقينى ، انكشاف و پرده بردارى از ماوراء حس و از حقائق هستى است و اين علم بر هر كس كه خدا بخواهد به مقدارى كه او بخواهد ظاهر مىگردد .