تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ترجمه خلاصه تفسير الميزان ( فارسى ) — صفحة 58

مساهمون:

ص٥٨
( 69 )
( قالُوا ادْعُ لَنا رَبَّكَ يُبَيِّنْ لَنا ما لَوْنُها قالَ إِنَّهُ يَقُولُ إِنَّها بَقَرَةٌ صَفْراءُ فاقِعٌ لَوْنُها تَسُرُّ النَّاظِرِينَ )
: ( گفتند براى ما پروردگارت را بخوان تا آشكار كند براى ما كه رنگ آن چگونه باشد ، فرمود : پروردگار مىگويد : همانا اين گاو به رنگ زرد روشن است كه از رنگ درخشان آن بينندگان مسرور مىشوند ) و با وجود اين اوصاف دوباره بىادبانه كلام خود را تكرار كردند و بر لجاجت و جدل خود اصرار نمودند . ( 70 )
( قالُوا ادْعُ لَنا رَبَّكَ يُبَيِّنْ لَنا ما هِيَ إِنَّ الْبَقَرَ تَشابَهَ عَلَيْنا وَ إِنَّا إِنْ شاءَ اللَّهُ لَمُهْتَدُونَ )
: ( گفتند براى ما پروردگارت را بخوان تا بر ما آشكار كند كه آن چگونه گاوى است ؟ همانا اين گاو بر ما مشتبه شده است و ما اگر خدا بخواهد هدايت مىشويم ) با اين كلام همچنان به لجاجت خود ادامه دادند با اينكه در ظاهر به هدايت رغبت نشان مىدادند . ( 71 )
( قالَ إِنَّهُ يَقُولُ إِنَّها بَقَرَةٌ لا ذَلُولٌ تُثِيرُ الْأَرْضَ وَ لا تَسْقِي الْحَرْثَ )
: ( موسى عليه السّلام گفت : همانا پروردگار مىگويد اين گاو ، گاوى است نه آنچنان رام كه زمين را شخم زند و كشت آب دهد ، بلكه كار نمىكند ) ،
( مُسَلَّمَةٌ لا شِيَةَ فِيها )
: ( سالم است و هيچ علامتى در آن نيست ) ،
( قالُوا الْآنَ جِئْتَ بِالْحَقِّ )
: ( گفتند : حالا حق را آوردى ) و حق مطلب را بيان كردى ، انكار آنچه پيامبر تا آن موقع به آنها گفته بود حق نبود و آنها درست مثل كسى كه نمىخواهد سخن طرف مقابل را بپذيرد ، ولى چون ادّله او قوى است ناگزير مىشود قبول كند و حرف او را بپذيرد ، همانگونه اضطرارا و ناچارا تسليم شدند نه از صميم قلب و با ايمان و دليل اين مطلب آن است كه در آخر آيه بيان مىكند كه
( فَذَبَحُوها وَ ما كادُوا يَفْعَلُونَ )
: ( گاو را كشتند در حالى كه خودشان نمىخواستند بكشند و هنوز هم نمىخواستند انجام دهند ) . ( 72 )
( وَ إِذْ قَتَلْتُمْ نَفْساً فَادَّارَأْتُمْ فِيها )
: ( و هنگامى كه فردى را كشتيد و دربارهء او