بنى اسرائيل است و اين آيه در نهى و توبيخ علماى يهود و نصارى مىباشد كه در برابر گناهان ملّت خود سكوت كردهاند و آنها را از اعمال گناه آميزشان باز نمىدارند و ( اثم و اكل سّحت ) را بعنوان دو نمونهء كلى از گناهان قولى و فعلى آورده است ، و اين عمل علماء ، كه آنها را از گناه باز نمىدارند در حالى كه علم به گناه بودن اين اعمال دارند ، بسيار زشت و ناپسند است .
( 64 )
( وَ قالَتِ الْيَهُودُ يَدُ اللَّهِ مَغْلُولَةٌ غُلَّتْ أَيْدِيهِمْ وَ لُعِنُوا بِما قالُوا بَلْ يَداهُ مَبْسُوطَتانِ يُنْفِقُ كَيْفَ يَشاءُ وَ لَيَزِيدَنَّ كَثِيراً مِنْهُمْ ما أُنْزِلَ إِلَيْكَ مِنْ رَبِّكَ طُغْياناً وَ كُفْراً وَ أَلْقَيْنا بَيْنَهُمُ الْعَداوَةَ وَ الْبَغْضاءَ إِلى يَوْمِ الْقِيامَةِ كُلَّما أَوْقَدُوا ناراً لِلْحَرْبِ أَطْفَأَهَا اللَّهُ وَ يَسْعَوْنَ فِي الْأَرْضِ فَساداً وَ اللَّهُ لا يُحِبُّ الْمُفْسِدِينَ )
: ( يهود گفتند : دست خدا بسته است ، دستشان بسته باد و براى اين كلمهء كفر آميزى كه گفتند ، از رحمت خدا دور باشند ، بلكه دستهاى خدا باز است و به هر نحوى كه بخواهد مىبخشد و به زودى بسيارى از آنان در موقع نزول قرآن به طغيان و كفر خود مىافزايند و ما بين يهود و نصارى و يا بين افراد يهود عداوت و دشمنىاى انداختيم كه تا روز قيامت ادامه دارد ، هر وقت آتش جنگ را افروختند خدا آن را خاموش كرد ، اينان با گناهان و تكذيب پيامبران در راه گسترش فساد در زمين مىكوشند و خدا فساد كاران را دوست ندارد ) ، يهود از آنجا كه قائل به جواز نسخ در احكام دينى و جواز بداء در احكام تكوينى نمىباشند ( و يكى از اعتراضاتى كه به مسلمين داشتند ، اين بود كه مسلمانان قائل به نسخ احكام بودند ) ، اين سخنان را مىگفتند .
امّا اين سخن آنها مستلزم آنست كه خداوند قدرت نامحدود نداشته باشد و نتواند هر گونه كه مىخواهد و دوست مىدارد حكم كند ، در واقع قائل نبودن به جواز نسخ و بداء باعث محدود شدن قدرت الهى مىگردد ، وجه ديگر اين است كه يهود مىديدند ، مسلمانان از نظر مالى در مضيقه هستند ، لذا با استهزاء مىگفتند : خدا تنگدست است و نمىتواند مسلمانان را بىنياز كند ، وجه سوّم اين است كه آنسال يهود دچار قحطى و