برانگيزد و اين عمل كفّارهء توبه كنندگان كشته شده بود
( فَتابَ عَلَيْكُمْ )
: ( پس خداوند بسوى شما بازگشت ) توبه آنها را پذيرفت ، به وسيله برداشتن حكم قتل ، چون قتل امتحان بود براى قاتلان كه چرا با گوساله پرستان گناهكار نجنگيدهاند و با آنها دشمنى و قهر و خصومت نكردهاند ،
( إِنَّهُ هُوَ التَّوَّابُ الرَّحِيمُ )
: ( همانا خدا توبه پذير و مهربان است ) ، خداوند گناه يك عده را به همه نسبت داد ، با اينكه از بعضى از آنها صادر شده بود ، براى اينكه همه آنها داراى قوميّت واحد بودند و بعضى ديگر به عمل آن عدّه راضى شدند و بخاطر همين وحدت كلّى ، فعل عدهاى از آنها را به همه آنها نسبت داد ، البته همه آنها گوساله پرست نشدند و همه آنها انبياء را نكشتند ، پس امر
( فَاقْتُلُوا أَنْفُسَكُمْ )
يعنى گنه كاران را بكشيد و آيه دلالت دارد كه خداوند توبه آنها را پذيرفت ، قبل از آنكه همه آنها كه گنه كار بودند كشته شوند و اين يك امر امتحانى بود نظير آنچه در قصّه رؤيا ديدن ابراهيم عليه السّلام و امر به ذبح اسماعيل عليه السّلام واقع شد .
( 56 - 55 )
( وَ إِذْ قُلْتُمْ يا مُوسى )
: ( و هنگامى كه گفتيد اى موسى ) اين اظهار ، علاوه بر تكبّر و تعلّق شما به مادّيات و دنيا بود ،
( لَنْ نُؤْمِنَ لَكَ )
: ( هرگز به تو ايمان نمىآوريم ) گويندگان اين قول 70 نفرى بودند كه موسى عليه السّلام آنها را براى ميقات پروردگارش انتخاب كرد
( حَتَّى نَرَى اللَّهَ جَهْرَةً )
: ( تا زمانى كه خدا را آشكارا ببينيم )
و اين گزافه گويى آنهاست كه از موسى طلب كردند ، خداى نامتناهى و نامحدود را با حواس محدود خود درك كنند ،
( فَأَخَذَتْكُمُ الصَّاعِقَةُ )
: ( پس صاعقه و عذاب شما را بگرفت ) ،
( وَ أَنْتُمْ تَنْظُرُونَ )
: ( در حالى كه خود ناظر بوديد ) ، نزول عذاب را بر آنان كه تقاضاى اين امر را كردند ،
( ثُمَّ بَعَثْناكُمْ مِنْ بَعْدِ مَوْتِكُمْ )
: ( آنگاه شما را پس از مرگ زنده گردانديم ) ، با رحمتى از نزد خويش ،
( لَعَلَّكُمْ تَشْكُرُونَ )
: ( شايد شما شكرگزار شويد ) ، و حق نعمت الهى را بجا آوريد .