تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ترجمه خلاصه تفسير الميزان ( فارسى ) — صفحة 440

مساهمون:

ص٤٤٠
طورى كه يقين داشته باشند نكشتند و يا اينكه بطور قطعى او را نكشتند و خداوند از اين مطلب خبر مىدهد . ( 158 )
( بَلْ رَفَعَهُ اللَّهُ إِلَيْهِ وَ كانَ اللَّهُ عَزِيزاً حَكِيماً )
: ( بلكه خدا او را به سوى خويش بالا برد و خداوند همواره عزّتمند و فرزانه است ) ، يهود ادّعا مىكنند كه عيسى عليه السّلام را كشته و به دار آويخته‌اند و نصارى ادّعا مىكنند كه عيسى عليه السّلام به دار آويخته شده و سپس او را دفن كرده‌اند ، امّا بعد از سه روز از خاك برخاسته است ، ليكن قرآن ادعاى آنها را نفى مىكند و مىفرمايد : او را با همان بدن جسمانيش به سوى خود بالا برده و از دشمن حفظ نموده ، پس معلوم مىشود خداوند عيسى عليه السّلام را با بدن و روحش به آسمان بالا برده ، نه اينكه مانند همهء انسانها پس از مرگ روحش به آسمان رفته باشد ، چون سياق كلام كه مىفرمايد ، ( بلكه خدا او را بالا برد . . . ) اين معنا را افاده مىكند ، چون اگر منظور تنها بالا بردن روح بود ، مورد خاصّى نبود و احتياج به ( بلكه ) نبود ، چون خداوند هر كس را بميرد ، كشته شود يا مصلوب گردد و يا به هر صورت ديگر روح او را بسوى خود بالا مىبرد ، پس منظور بالا بردن روح و جسم توأما است و اين بالا بردن نوعى تخليص بوده كه خداوند عيسى عليه السّلام را به اين وسيله از آزار دشمنان خلاص نموده است ، حال فرق نمىكند كه اين رها كردن او به وسيلهء قبض روح باشد يا نباشد و پاى قتل و صلبى به ميان نيامده باشد ، بلكه به نحوى ديگر بوده كه ما نمىشناسيم و يا آنكه با لقاء خدا زنده و باقى مانده باشد به نحوى كه ما از كيفيت آن سر درنمىآوريم و اين هر دو متحمل است و از نظر عقلى محال نيست كه خداى متعال عيسى عليه السّلام را گرفته و به سوى خود بالا برده و نزد خود حفظش فرموده باشد و اين ماجرا از ماجراى تولد عيسى عليه السّلام عجيب‌تر نيست و همهء اينها در كنار قدرت و عزّت خدا بسيار ناچيز است و هر چه او بخواهد تنها با كلمه ( كن ) موجود مىگردد و به همين جهت در آخر به دو صفت ( عزّت ) يعنى غلبه و چيره مندى و ( حكمت ) يعنى علم به مصالح امور اشاره مىشود تا بندگان بدانند امثال اين امور بر چنين خدايى سهل و يسير است .