سختى كافران جلوگيرى كند كه صلابت خدا شديدتر و عذابش سختتر است ) ، كلمهء عسى در مورد خداوند به معناى اميد از جانب گوينده نيست ، چون اميد در مورد خدا معنى ندارد ، بلكه اميد و ترجّى در آن به مخاطب باز مىگردد و مىفرمايد ، شايد خدا از سختى آنان جلوگيرى كند ، قوّت خداوند ما فوق قوّتها است و از جهت عذاب آنها را آنچنان عذاب مىكند كه غير آنها و ساير مكلّفين از عقوبت آنها عبرت بگيرند و هوس تخلف نكنند و ( تنكيل ) به معناى عقوبتى است كه از تخلّفى برابر آن عقوبت جلوگيرى كند و ساير مكلّفين از عقوبت اين متخلّف عبرت بگيرند .
[ آيهء ( 90 - 85 ) نهى از شفاعت براى منافقين ]
( 85 )
( مَنْ يَشْفَعْ شَفاعَةً حَسَنَةً يَكُنْ لَهُ نَصِيبٌ مِنْها وَ مَنْ يَشْفَعْ شَفاعَةً سَيِّئَةً يَكُنْ لَهُ كِفْلٌ مِنْها وَ كانَ اللَّهُ عَلى كُلِّ شَيْءٍ مُقِيتاً )
: ( هر كس وساطت و شفاعتى نيكو كند وى را از آن بهرهاى باشد و هر كس وساطت بدى كند او را نيز از آن سهمى باشد و خدا بر همه چيز مقتدر و نگهبان است ) ( كفل ) و ( نصيب ) هر دو به يك معنا است و ( شفاعت ) نوعى وساطت براى ترميم نقيصه و يا حفظ و بدست آمدن مزيّتى است كه داراى نوعى سببيّت براى اصلاح شأنى از شئون زندگى مىباشد و هر ثواب و عقابى كه در خود آن امر مشفوع له هست براى شفيع هم سهمى در اين وساطت و شفاعت خواهد بود ، پس شفيع نصيبى از خير و شرّ دارد .
لذا لازم است مؤمنان براى كفّار يا منافقين شفاعت نكنند تا آنها با اينكه در جهاد شركت نكردهاند بخشيده شوند ، چون شفاعت براى اهل ظلم و فساد و نفاق و شرك ، خود موجب گسترش فساد خواهد شد ، چون اين افراد ، مفسد فى الارض هستند .
( 86 )
( وَ إِذا حُيِّيتُمْ بِتَحِيَّةٍ فَحَيُّوا بِأَحْسَنَ مِنْها أَوْ رُدُّوها إِنَّ اللَّهَ كانَ عَلى كُلِّ شَيْءٍ حَسِيباً )
: ( هر زمانى كه به شما درود فرستند در پاسخ درودى بهتر از آن بگوييد و يا حداقل همان را باز گوييد كه خدا بر هر چيز براى حسابگرى ناظر است ) اين آيه امر به