تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ترجمه خلاصه تفسير الميزان ( فارسى ) — صفحة 219

مساهمون:

ص٢١٩
علمشان ثابت است و به همه قرآن چه محكم و چه متشابه ايمان دارند و اين دو گروه شدن و اختلاف ناشى از اختلاف دلهاى آنان است و راسخين در علم كه دلهاى ثابت و استوار دارند ، چنين استدلال مىكنند
( وَ ما يَذَّكَّرُ إِلَّا أُولُوا الْأَلْبابِ )
: ( و به جز خردمندان از آن آيات پند نمىگيرند ) ( تذكر ) يعنى انتقال به دليل چيزى ، تا هر جا آن دليل را ببينند آن چيز را نتيجه بگيرند و جمله ( كل من عند ربّنا ) استدلالى است از ناحيهء افراد خردمند و راسخ در علم و انتقالى است به آن چيزى كه عملشان بر آن دلالت مىكند ( لبّ ) به معناى عقل صاف و خالى از شائبه و خالص است ، پس اهل تذكّر و ايمان و توبه و پيروان برترين قول ، همان صاحبان عقلهاى خالص و پاك هستند ، چون آنها بوسيلهء دليل به معارف حقّه رسيده‌اند . ( 8 )
( رَبَّنا لا تُزِغْ قُلُوبَنا بَعْدَ إِذْ هَدَيْتَنا )
: ( پروردگارا دلهاى ما را بعد از آنكه هدايتمان كردى منحرف مساز ) اين درخواست از آثار رسوخ و ثبات علم در آنان است و به پروردگار خود پناه مىبرند كه مبادا انحراف در قلبهايشان رسوخ كند و علمى را كه آراسته به آن هستند زايل و بر طرف نمايد ، چون آنها مقام پروردگارشان را مىشناسند و مطلق بودن قدرت او را با عقل خويش دريافته‌اند ،
( وَ هَبْ لَنا مِنْ لَدُنْكَ رَحْمَةً )
: ( و از ناحيهء خود رحمتى به ما عطا كن ) تا نعمت رسوخ در علم براى آنها باقى بماند و آنها را در سير صراط مستقيم هدايت كمك كند ، چون عدم انحراف در قلب مستلزم بقاء رسوخ علمى كه بواسطهء آن سعادتمند هستند نيست و اگر اين علم نبود بواسطهء جهل و استضعاف از اشقياء بودند ،
( إِنَّكَ أَنْتَ الْوَهَّابُ )
: ( بدرستى كه تنها تو بخشنده‌اى ) در اين جمله درخواست ريزش باران رحمت را مىنمايند تا حيات قلبهايشان ادامه يابد و نكره آوردن كلمهء ( رحمت ) و آراستن آن به وصف ( من لدنك ) براى آن بود كه جهل خود را اظهار كنند و بگويند ما نمىدانيم كه اين رحمت چگونه بايد باشد ، فقط رحمتى از جانب خدا مىخواهيم نه كس ديگر و آنها تمام ملك هستى را از آن خدا مىدانند و يقين