گفتند ما ميان هيچ يك از پيامبران خدا فرق نمىگذاريم و همه يك دل گفتند كه ما فرمان خدا را شنيده و اطاعت كرديم ، پروردگارا آمرزش تو را مىخواهيم و ميدانيم كه بازگشت همه به سوى توست ) ، اين زبان حال مؤمنان است و واجب است كه انسان به همهء آنچه خداوند نازل فرموده بدون استثناء ايمان داشته باشد و طاعت به معناى عمل به احكام الهى است و مؤمنان به زبان حال مىگويند : خدايا ما را بيامرز و نقايص ما را بپوشان كه بازگشت ما به سوى توست و هر كس كه معاد را نصب العين خود قرار دهد همواره در طريق رضاى خدا گام برمىدارد .
( 286 )
( لا يُكَلِّفُ اللَّهُ نَفْساً إِلَّا وُسْعَها )
: ( خداوند هيچ كس را تكليف نمىكند ، مگر به قدر توانايى او ) چون تكليف به آنچه در قدرت فرد نيست ظلم است و پروردگار تو نسبت به بندگان ظالم نيست ،
( وَ ما رَبُّكَ بِظَلَّامٍ لِلْعَبِيدِ )
: « 1 » ،
( لَها ما كَسَبَتْ وَ عَلَيْها مَا اكْتَسَبَتْ )
: ( نيكىهاى هر شخص به سود او و بديهايش نيز به زيان خود اوست ) و آيا جز به آنچه فرستادهايد جزا داده مىشويد ؟
( هَلْ تُجْزَوْنَ إِلَّا ما كُنْتُمْ تَعْمَلُونَ )
« 2 » ،
( رَبَّنا لا تُؤاخِذْنا إِنْ نَسِينا أَوْ أَخْطَأْنا )
: ( پروردگارا ما را بر آنچه از روى فراموشى يا خطا انجام داديم مؤاخذه مكن ) پس از آنكه بدون هيچ قيدى مطلقا گفتند
( سَمِعْنا وَ أَطَعْنا )
متوجه ضعف و سستى خويش شدند و سرنوشت اقوام گذشته را به ياد آوردند ، لذا در مقام التجاء به خداوند پناه بردند و گفتند : خدايا از ما در گذر و ما بر اثر اعمالى كه از روى فراموشى يا خطا مرتكب مىشويم مؤاخذه نكن و اين ترقّى در دعاست ،
( رَبَّنا وَ لا تَحْمِلْ عَلَيْنا إِصْراً كَما حَمَلْتَهُ عَلَى الَّذِينَ مِنْ قَبْلِنا )
: ( پروردگارا تكليف گران و طاقت فرسا ، چنانچه بر گذشتگان ما نهادى ، بر ما مگذار ) مراد از ( اصر ) ثقل و سنگينى است ، يعنى تكليف شاقّ كما اينكه نقل شده كه بنى اسرائيل 50 ركعت نماز واجب يوميّه
هامش
( 1 ) - سوره فصّلت ، آيه 46 .
( 2 ) - سوره نمل ، آيه 90 .