به گردن وارث او خواهد بود ،
( فَإِنْ أَرادا فِصالًا عَنْ تَراضٍ مِنْهُما وَ تَشاوُرٍ فَلا جُناحَ عَلَيْهِما )
: ( اگر پدر و مادر با رضايت و مشورت يكديگر خواستند طفل را از شير بگيرند ، گناهى بر آنان نيست ) ، يعنى اگر با توافق هم تصميم گرفتند طفل را قبل از مدّت شير دهى ، از شير بگيرند گناهى بر آنان نيست ، اين حكم نشان مىدهد كه حقّ حضانت و شير دهى بر زن واجب و لا يتغير نيست ، بلكه مىتواند از آن استفاده نكند ،
( وَ إِنْ أَرَدْتُمْ أَنْ تَسْتَرْضِعُوا أَوْلادَكُمْ فَلا جُناحَ عَلَيْكُمْ إِذا سَلَّمْتُمْ ما آتَيْتُمْ بِالْمَعْرُوفِ )
: ( و اگر خواستيد براى فرزندان خود دايه بگيريد ، فردى را كه در نظر مىگيريد به شايستگى حق او را بدهيد ، گناهى بر شما نيست ) پس اگر به هر دليل مثلا فساد شير مادر يا اصلا شير نداشتن او و يا آنكه مادر نخواهد فرزندش را شير دهد ايرادى ندارد كه براى فرزند دايه بگيرند ، به شرطى كه به شايستگى حقّ دايه و حق مادر فرزند ( نفقه ) داده شود ،
( وَ اتَّقُوا اللَّهَ وَ اعْلَمُوا أَنَّ اللَّهَ بِما تَعْمَلُونَ بَصِيرٌ )
: ( و از خدا بترسيد و بدانيد كه خدا به آنچه انجام مىدهيد بينا است ) امر به تقوى مىكند و اينكه اين تقوى به اصلاح صورت اين اعمال باشد .
( 234 )
( وَ الَّذِينَ يُتَوَفَّوْنَ مِنْكُمْ وَ يَذَرُونَ أَزْواجاً يَتَرَبَّصْنَ بِأَنْفُسِهِنَّ أَرْبَعَةَ أَشْهُرٍ وَ عَشْراً )
: ( و كسانى از شما كه بميرند و همسرانى به جا گذارند ، زنان چهار ماه و ده روز به انتظار بمانند ) و اين عدّه مخصوص زنى است كه حامله نباشد و گرنه اگر از حمل او بيش از چهار ماه و ده روز باقى مانده باشد مدّت عدّه به مقدار زمان حمل او خواهد بود ،
( فَإِذا بَلَغْنَ أَجَلَهُنَّ فَلا جُناحَ عَلَيْكُمْ فِيما فَعَلْنَ فِي أَنْفُسِهِنَّ بِالْمَعْرُوفِ وَ اللَّهُ بِما تَعْمَلُونَ خَبِيرٌ )
: ( و چون به سر آمد مدت خويش رسيدند در آنچه به شايستگى دربارهء خود كنند اختيارى بر شما نيست كه خدا از آنچه مىكنيد آگاه است ) مراد از بلوغ اجل تمام شدن مدّت عدّه است ( فلا جناح . . . ) كنايه از آنست كه خويشاوندان زن يا خويشان شوهر مردهء وى نمىتوانند وى را از ازدواج كه حق معروف و مشروع اوست منع كنند و خود زنان در اين امر صاحب اختيار مىباشند و تمام امور تشريعى و اعمال مستند به