تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ترجمه خلاصه تفسير الميزان ( فارسى ) — صفحة 167

مساهمون:

ص١٦٧
در پاكى دلهايشان و عدم تمايل به اجانب و اغيار مؤثرتر است ،
( وَ اللَّهُ يَعْلَمُ وَ أَنْتُمْ لا تَعْلَمُونَ )
: ( و خدا مىداند و شما نمىدانيد ) ، يعنى خداوند به مصالحى آگاه است كه شما از آن بىخبريد ، مگر آنكه خدا به شما تعليم دهد . ( 233 )
( وَ الْوالِداتُ يُرْضِعْنَ أَوْلادَهُنَّ حَوْلَيْنِ كامِلَيْنِ )
: ( و مادران فرزندان خويش را دو سال تمام شير دهند ) ، كلمهء ( والدات ) اخصّ از ( امّهات ) است و ( حول ) يعنى سال و علت نامگذارى آنست كه سال تغيير مىكند و محوّل مىشود و آن را به صفت كمال متّصف نمود ، چون سال داراى اجزاء كثيرى است و چه بسا در آن مسامحه شود و بر يك سال ناقص به جاى كامل اطلاق شود ،
( لِمَنْ أَرادَ أَنْ يُتِمَّ الرَّضاعَةَ )
: ( براى كسانى كه بخواهند شيردهى را كامل كنند ) ، پس حقّ حضانت و شيردهى براى مادران مطلّقه است و موكول به اختيار اوست و شوهر در مورد سپردن طفل به او و امر شيردهى كودك اختيارى ندارد ،
( وَ عَلَى الْمَوْلُودِ لَهُ رِزْقُهُنَّ وَ كِسْوَتُهُنَّ بِالْمَعْرُوفِ )
: ( و صاحب فرزند خوراك و پوشاك آنها را به شايستگى عهده‌دار است ) منظور از ( مولود له ) پدر طفل است و منظور از ( رزق و كسوة ) خرجى و پوشاك است و ( معروف ) در اينجا به معناى حدّ متعارف از حال اين زن و شوهر است ، چون در ادامه فرمود :
( لا تُكَلَّفُ نَفْسٌ إِلَّا وُسْعَها )
: ( تكليف نشده است هيچ نفسى ، جز به مقدار توان وسعش ) پس از شوهر به اندازهء توانش انتظار خرجى و نفقه مىرود ،
( لا تُضَارَّ والِدَةٌ بِوَلَدِها وَ لا مَوْلُودٌ لَهُ بِوَلَدِهِ )
: ( هيچ مادرى به سبب فرزندش و نيز پدر فرزند به سبب آن زيان نمىبيند ) پس در اينجا دو حكم بيان مىشود ، اوّل ) : آنكه حق پرورش و نگهدارى و شير دهى متعلق به مادر طفل است و شوهر نمىتواند به زور طفل را از مادرش جدا كند و ثانيا ) : زن نيز نمىتواند در مورد بچه به مرد سخت‌گيرى كند و نگذارد او فرزندش را ببيند ،
( وَ عَلَى الْوارِثِ مِثْلُ ذلِكَ )
: ( و عين همين حكم بر عهدهء وارث نيز هست ) يعنى آنچه كه به حكم شرع به گردن پدر است ، ( از قبيل نفقه و پوشاك ) در صورتى كه پدر بچه فوت شود
ترجمه خلاصه تفسير الميزان ( فارسى ) — صفحة 167 | فاطمه مشايخ / كمال مصطفى شاكر