از مانع ايمن شديد ، هر كس حجّ و عمرهاش تمتع باشد ، هر قدر از قربانى كه مىتواند بدهد ) يعنى عمره را تمام كند و عبادت خود را ختم نمايد و تا مدّتى محّل شود تا دوباره براى حجّ احرام بپوشد و در آن هر قربانى كه ميسّر شد با خود ببرد و اين آيه از ادلّهء جايز بودن متعهء حجّ است كما اينكه در صحيح ترمذى و زاد المعاد ابن قيم از عبد الله بن عمر نقل شده است « 1 » ، و جملهء
( فَمَا اسْتَيْسَرَ مِنَ الْهَدْيِ )
اين عمل نسكى على حدّه است نه اينكه جبران اين باشد كه شخص متمتع نخواسته يا نتوانسته احرام حجّ را از ميقات ببندد ، پس هدى عبادتى است مستقل ،
( فَمَنْ لَمْ يَجِدْ فَصِيامُ ثَلاثَةِ أَيَّامٍ فِي الْحَجِّ وَ سَبْعَةٍ إِذا رَجَعْتُمْ )
: ( و اگر نمىيابد و يا تمكّن ندارد به جاى آن سه روز در حجّ و هفت روز در مراجعت روزه بدارد ) وقت روزه براى كسى كه قادر باشد قبل از روز قربانى است و براى كسى كه قادر نيست بعد از ايام تشريق ( 11 و 12 و 13 ذى الحجّه ) است و گرنه زمانى كه به وطن بازگشت هفت روز روزه بگيرد ،
( تِلْكَ عَشَرَةٌ كامِلَةٌ ذلِكَ لِمَنْ لَمْ يَكُنْ أَهْلُهُ حاضِرِي الْمَسْجِدِ الْحَرامِ )
: ( اين ده روز كامل است ، اين حجّ مخصوص كسانى است كه اهل مكّه نباشند ) يعنى سه روز در حج و هفت روز در مراجعت ، ده روز كامل است و هر كدام از اين سه روز و هفت روز حكمى مستقل و جداگانه دارد ، حكم بالا در بارهء تمتّع به عمره تا حجّ ، براى غير اهل مكّه است ، يعنى كسانى كه بين خانه آنها تا مسجد الحرام بيش از دوازده ميل فاصله باشد و ( اهل ) مرد خواص او از قبيل زن و فرزند و عيال اوست ، براى چنين شخصى خداى متعال دو نوع تخفيف قائل شده است ، يكى آنكه اجازه داده است ، بعد از مناسك عمره از احرام در آيد و دوّم اينكه براى حجّ از همان مكّه محرم شود و ديگر مجبور به برگشتن به ميقات نشود و جمله دالّ بر تشريع متعه همين جمله
( ذلِكَ لِمَنْ لَمْ يَكُنْ . . . )
است نه جمله
( فَمَنْ تَمَتَّعَ بِالْعُمْرَةِ . . . )
و اين جمله مطلق است نه مقيّد ،
( وَ اتَّقُوا اللَّهَ وَ اعْلَمُوا أَنَّ اللَّهَ شَدِيدُ الْعِقابِ )
: ( و از خدا بترسيد ( و
هامش
( 1 ) - اين نظر كمال مصطفى شاكر است نه نظر صاحب الميزان .