مهجور قرار دادند ) ، و اين كرامت در شهادت دادن اختصاص به اولياء و طاهرين از امّت دارد « 1 » ، نه اهل فسق و عصيان از امّت ، پس شهادت على رغم اينكه به طور كلى به امّت اسلام نسبت داده شده ، بر همه آنان حمل نمىشود كما اينكه فضيلت داشتن بنى اسرائيل بر عالمين اختصاص به همه آنان ندارد ، اين معنا اگر چه صحيح به نظر ميرسد ، امّا معناى بهتر آنست كه بگوئيم منظور از وسط بودن امّت ، قرار داشتن آن بين مردم و بين رسول است نه بين دو جانب افراط و تفريط ، يعنى امت اسلام واسطهء ميانه رسول و مردمند و پيامبر در قلوب مسلمانان علم كتاب و حكمت را به وديعه گذاشته است و اوست كه در راه تطهير و تزكيه پيش قدم بر همه امّت مىباشد ،
( وَ ما جَعَلْنَا الْقِبْلَةَ الَّتِي كُنْتَ عَلَيْها إِلَّا لِنَعْلَمَ مَنْ يَتَّبِعُ الرَّسُولَ مِمَّنْ يَنْقَلِبُ عَلى عَقِبَيْهِ )
: ( و ما قرار نداديم آن قبلهاى را كه تو بر آن بودى جز براى آنكه بدانيم چه كسى رسول را پيروى مىكند و چه كسى به عقب خود برمىگردد ) پس از نفوذ امر خود روى مىگرداند تا آنچه مخفى است آشكار شود و سبب اين تغيير و تبديل ، تكميل ايمان مردم و تشخيص دادن مطيعان از عاصيان و روى گردانان است ،
( وَ إِنْ كانَتْ لَكَبِيرَةً إِلَّا عَلَى الَّذِينَ هَدَى اللَّهُ )
: ( هر چند كه اين امر جز بر كسانى كه خدا هدايتشان كرده بسيار دشوار است ) البته تغيير قبله امرى نامأنوس و دشوار است كه فقط قلبهائى آن را به آسانى پذيرا مىشوند كه از جانب خدا هدايت شدهاند و متمسّك به اوامر الهى هستند و هيچ دشوارى در امر خدا نمىبينند ،
( وَ ما كانَ اللَّهُ لِيُضِيعَ إِيمانَكُمْ إِنَّ اللَّهَ بِالنَّاسِ لَرَؤُفٌ رَحِيمٌ )
: ( و خدا هرگز ايمان شما را ضايع و باطل نمىكند ، همانا خداوند نسبت به مردم بسيار مهربان و رئوف است ) ، يهود گفتند : اگر قبله
هامش
( 1 ) - از نظر اكثر تفاسير شيعه امت وسط ، امامان عليهم السلام جانشينان پيامبر و خطاب آيه به آنهاست ، زيرا هر كدام در زمان خود شاهد بر اعمال مردمند و اعمال مردم هفتهاى دوبار بر آنها عرضه خواهد شد و رسول گرامى هم شاهد بر امامان مىباشد . ( مترجم )