تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ نو ( شامل حوادث دوره قاجاريه ) ( فارسى ) — صفحة 68

مساهمون:

ص٦٨
نسل به نسل و اولاد به اولاد تا دامن قيامت از اتفاق آدميان و پريان اين مملكت و پادشاهى بر دوام و برقرار خواهد ماند ، بيت :
دولت آن است كه بىخون دل آيد به كنار * ورنه با سعى و عمل باغ جنان اين همه نيست
بعد از ترتيب اين مقدّمات و تقرير اين مزخرفات شاهزاده از ساده‌دلى قبول اين معانى را كرده تغيير در لون و رنگ شاهزاده پديد آمد لرزه و رعشه در اندامش حاصل شده از لحظات عيون و دوران جفونش ظاهر مىشد كه تير تدبير ميرزا نعمت الله بر هدف مراد كارگر آمده . در اين بين صداى غريبى ظاهر شد ، ميرزا نعمت الله به عرض شاهزاده رسانيد كه اين صعقهء معشوقه است كه در اين مجلس خلوت ايستاده است و از استماع حكايت حال خود كه معروض خدمت مىشد صيحه زده و بيهوش ايستاده است . شيخ الملوك نيز براى تثبيت امر و جذب قلب معشوقه اظهار نمود كه به نظر ما هم صورتى ظاهر و هويدا شد و غايب گرديد و به چنين بلياتى كه مشهودت مىشود افتاده‌ايم و دست به دامان ميرزا نعمت الله دراز كرده بناى عجز و التماس گذاشته طالب مواصلت معشوق شد . ميرزا نعمت الله حريف را كه چنين بىاختيار ديد دانست كه كار به مدعى است ، رخصت طلبيده به عزم اين‌كه اذن از والدين معشوقه حاصل نمايد بيرون آمده به منزل خود روان شد و شاهزاده بناى خواندن ابيات عاشقانه گذاشته به احضار ميرزا نعمت الله هركس فرستاد ، ميرزا نعمت الله در منزل را بسته و مندل را كشيده و به ملازمان خود گفته بود كه اگر شاهزاده به احضار من كس فرستد بگوييدش كه كارى بزرگ دارد از مندل پا بيرون نمىگذارد و از منزل بيرون نمىآيد ، تا اربعين نگذرد و از امر معهود مستحضر نشود به خدمت نخواهد رسيد . شاهزاده پس از شنيدن جواب اظهار بىتابى و بيقرارى كرده لابد و لاعلاج تا اربعين به انتظار ميرزا نعمت الله نشست و در اين ايام اظهار بىصبرى و بيقرارى مىنمود و اكثر اوقات اين مصراع را مىخواند : يك نظر ديدم و صد تير ملامت خوردم .
تاريخ نو ( شامل حوادث دوره قاجاريه ) ( فارسى ) — صفحة 68 | عباس إقبال آشتياني / جهانگير ميرزا