تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ نو ( شامل حوادث دوره قاجاريه ) ( فارسى ) — صفحة 67

مساهمون:

ص٦٧
كوشيده و تقرّب او را آنا فآنا زايد مىنمود تا اطلاع از اين سرّ مخفى به هم رساند و ميرزا بعد از تصرف كامل در مزاج شاهزاده مشافهة اظهار نمود كه سرّى سربسته و رازى ناگشوده و مأموريتى از جايى بزرگ دارم ، بيت :
مرا سرّى است اندر دل اگر گويم زبان سوزد * و گر پنهان كنم ترسم كه مغز استخوان سوزد
بايد كه بعد از اطمينان تام از همه جهت چه از جان چه از مال به عرض شاهزاده رسانم . شاهزاده بعد از عهد قويم كلام اللّه قديم را به ميان آورده دست به كلام مجيد زده او را چنان‌كه مىخواست مطمئن نمود و ميرزاى مزبور بعد از اين اطمينان زبان به دعا و ثنا گشوده گفت :
اى قباى پادشاهى راست بر بالاى تو * تاج شاهى را فروغ از لؤلؤ لالاى تو
عجب اتفاقى افتاده :
نديده‌ام به چنين شكل و صورت آدميى * مگر ز نوع بشر نيستى تو از پريى
نمىدانم كلك تقدير در اين صورت چه تصوير كرده كه آن نكتهء زيبايى دلربايى حور و پرى آمده ، از طايفهء پريان كه مسخر اين دعاگوى دولت است دخترى ماه پيكرى كه از نسل پادشاه ايشان است عاشق جمال جهان‌آرايت شده مدتى است كه از عشقت بريان و از اين درد بىدرمان گريان و نالان است و هر روزه به اين مخلصت در نزاع كه تا كى درد را از طبيب پنهان دارى و مرا به نصيب خود نمىسپارى و تأملى كه از براى مخلصت هست آن است كه مىخواستم اين مطلب را به خاطر مبارك اظهار كرده اگر رضاىخاطر شريف باشد و رأى مبارك به اين مواصلت قرار گيرد به والدين آن سوختهء آتش فراق و گداختهء بوتهء اشتياق نيز اظهار كرده ايشان را راضى نموده قرارى در امر مواصلت گذاشته و به سور و سرور مشغولى حاصل آيد و واضح است كه از ابتداى آدم تا حال چنين اتفاقى نيفتاده كه از نوع پرى عاشق نوع بشر شود وانگهى پادشاهزادهء نوع پرى ، و واضح است كه بعد از اين مواصلت مملكت ايران سهل است بلكه ساير ممالك نيز ضميمهء اين مملكت شده در اين روزگار فانى سليمان ثانى بر تخت سلطنت تكيه‌ور خواهد شد و
تاريخ نو ( شامل حوادث دوره قاجاريه ) ( فارسى ) — صفحة 67 | عباس إقبال آشتياني / جهانگير ميرزا