تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ نو ( شامل حوادث دوره قاجاريه ) ( فارسى ) — صفحة 71

مساهمون:

ص٧١
حمام رفته بوى خوش استعمال نموده به خواندن عزايم اشتغال نمايند و بايد كه شال و كلاه گذاشته و كردى زرى پوشيده و چاقچور سرخ به پا كشيده و شمشير بسته يك دست در قبضهء شمشير و به يك دست ديگر شمع كافورى گرفته به روش دامادان شش ساعت از شب گذشته با ساز و دهل و نقاره و كرنا و مطربان خوش‌آهنگ با جميع امر و اعيان تا در باغ جنت آمده و از آنجا آدميان را مرخص كرده خدمتكاران پرى شاهزاده را به خلوت‌خانهء خاص خواهند رسانيد . شاهزادهء ساده‌لوح باز جميع اين معانى را قبول نموده و اوضاع و اسبابى را كه خواسته بودند تحويل ميرزا نعمت الله كرده و پانصد تومان هم به رسم انعام به او داده به وعده‌هاى جميل و به مناصب نبيل اميدوارش كرده به كارتوى و شادمانى پرداخت و مكرر به شادمانى تمام اين مصرع را مىخواند : عدو شود سبب خير اگر خدا خواهد . ميرزا نعمت الله در شب موعود به باغ جنت رفته اطاق موعود را مفروش كرده و رختخواب را انداخته و متكاى پرى در ميان رختخواب گذاشته و لحاف را از بالاى متكا كشيده و درها را از ميان اطاق بسته از ارسى پايين آمده اسباب و اوضاع را كه گرفته بود برداشته به اسب مذكور سوار شده روانهء بروجرد شد و شاهزاده در ساعت معين با اساس و طمطراق تمام با امرا و اعيان در خانه تا به در باغ جنت آمده از مردم و آدميان عذر خواسته داخل باغ شد و در حرمخانهء شاهزاده نواب عاليه با ساير خدّام حرم مشغول به شيون و خودكشى بودند و آه و افغان به اوج آسمان مىرسانيدن . از اين طرف شاهزاده به تأنى تمام خيابان‌هاى باغ را پيموده متوجه حجله خانه بودند و همه جا ريش گاو گشته خيالات عجيب و غريب مىنمودند و منتظر بودند كه فوج پريان رقصان و شادان پيش‌رو آمده داماد را به منزل رسانند . هيچ آثارى از اين خيالات ظاهر نشد ، تا دم ارسى اطاق رفته به ادب تمام ايستاده سر فرود آورد و مدتى ايستاد باز هيچ اثرى از هيچ طرف ظاهر نشد ، راه پله را گرفته بالا رفتند در را بسته ديده از روزنهء در نگاه كرده رختخواب را گسترده جثه‌اى در زير لحاف به نظر آورد ، يقين نمود كه دختر شاه پريان است كه به سبب دير آمدن شاهزاده قهر كرده و در را بسته در زير لحاف رفته محل نمىگذارد ، شاهزاده مضطرب شده زبان به عجز و
تاريخ نو ( شامل حوادث دوره قاجاريه ) ( فارسى ) — صفحة 71 | عباس إقبال آشتياني / جهانگير ميرزا