تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ نو ( شامل حوادث دوره قاجاريه ) ( فارسى ) — صفحة 64

مساهمون:

ص٦٤
ديگرى بلكه هريك خود را در امر خود مستقل ديده خود را سبب و علت تامه مىپنداشتند كه خبر شكست اردوى گنجه و گذشتن آن لشكر از آب ارس به ايشان رسيد ، اولا شيخ الملوك طبل رحيل كوبيده بلاجهت و سبب دست از محاصرهء قوديال كشيده تا كنار آب كر و جسر معبر جواد در هيچ‌جا قرار و آرام نگرفته و اكثر چادرهاى پوش و تجير كه از اسباب تجمل همراه بود در راه و نيم راه ريخته خود را به كنار جسر جواد رسانيد و ژنرال قبه نيز از اين عود بىمحل جرى شده با صالداتى كه همراه داشت به تعاقب اشتغال نموده مصلحت‌بينان اردوى شيخ الملوك كه اعظم ايشان حاجى محمد خان قراگوزلو بود و به نوكرى نايب السلطنه سرافرازى داشت معروض شيخ الملوك نمود كه بعد از گذشتن از آب كر بايد كفار آب توقف كرده حقيقت را به حضرت خاقان مغفور اعلام نمود تا به اذن و اجازهء ايشان حركت شود . فوج‌هاى نظام آذربايجان با سهراب خان و سليم خان در كنار آب كر در موضع‌هاى مناسب چادر كشيده و نشستند و به شيخ الملوك اعتماد نموده اردوى او را نيز قريب به اردوى خود فرود آوردند و خوانين ولايات نيز مثل حسين قلى خان بادكوبه‌اى و حسين خان شكى با بعضى اهل آن ولايت‌ها كه صراحة خيانت به دولت روس كرده بودند تاب توقف نياورده به اردوى شيخ الملوك ملحق شدند و مصطفى خان شيروانى چون مغانستان نزديك محل شيروان است و سهل المؤنه مىباشد قريب به هزار خانوار از خانه‌هاى خود را از شهر و محال شيروانات كوچانيده به اين طرف آب ارس و كر گذرانيده در محلى كه موسوم با ولتان و در لب آب كر و ارس واقع بود جاى داده و توقف نمود و جميع مملكتى كه به دست آمده بود از دست رفت سواى مغانات و طالش از محالات متصرف فيه روس كه به تصرف ايران آمده بود محالى ديگر باقى نماند و در اين بين كه ژنرال قبه به تعاقب اردوى شيخ الملوك آمد و جسر جواد نيز بريده شده بود و قراولى از لشكر ايران در آن طرف آب كر نبود غفلة در آن طرف آب با لشكر خود ظاهر شده و اردوى ايران را كه در كنار آب افتاده بودند مشاهده نموده دست به‌انداختن توپ و تفنگ گشودند و گلوله به دهن سهراب خان سرتيپ خورد و سليمان خان با افواج نظام به لب آب رفته به مدافعه مشغول شدند و شيخ الملوك خواست كه با اردوى خود كوچ نمايد هرچند حاجى محمد خان