تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ نو ( شامل حوادث دوره قاجاريه ) ( فارسى ) — صفحة 27

مساهمون:

ص٢٧
انظار حاصل شد و عمل ساختن موم كافورى در ميان كاركنان آنجا بود و معمول مىداشتند . بعد از سه روز اقامت و تماشاى آن مكان روانهء قلعه ايروان شدند ، بعد از ورود به قلعه حسين خان سردار تمارض نموده از رسيدن خدمت نايب السلطنه به عذر مرض درد پا متعذّر و متقاعد شد ، نايب السلطنه استفسار توهم او را نموده نظر به صلاح دولت استمالت خاطر او را فرموده در ضمن طرق استمالت صبيهء او را نامزد اميرزاده مصطفى قلى ميرزا فرمودند و قلعهء ايروان از متانت و استحكام مكان محتاج به توصيف و بيان نيست و از كثرت ذخيره و آذوقه و وفور جباخانه و قورخانه كه قديما و جديدا در آنجا موجود شده هرچه نويسد كم نوشته است . بعد از ملاحظه و اطمينان از قلعهء ايروان از معبر جلفا از رودخانهء ارس عبور فرموده به محال گجلر من تومان نخجوان نزول اجلال فرمودند و محال مزبور مشحون است به شكار بسيار و در دو منزلى شهر خوى واقع است و نايب السلطنه عمارت و حمام در آنجا براى نزول ساخته‌اند بعد از ورود به آنجا و توقف دو سه روز ميرزا انبورگر « 1 » كه از مصلحت‌گزاران دولت روس و به عبارت روسى قونسول بود و در دار السلطنهء تبريز اقامت داشت وارد منزل مذكور شده تعزيت مرگ امپراطور روس آلكسندر پاوليچ را داده زبان به تهنيت جلوس قسطنطين و تهنيت جلوس امپراطور اعظم نكلاى پاوليچ گشوده و از اين اخبار چنان مستفاد مىشد كه گويا در دولت روس تزلزلى به هم رسيده و به جهت غرابت اجمالى از اين حكايات بيان مىشود : آلكسندر پاوليچ اولاد نداشت و به قاعدهء روس برادر كهتر او قسطنطين وليعهد بود و اين قسطنطين مايل به زنى متهمهء غير نجيبه مىشود كه به قانون آن دولت از اولاد آن قسم زنان به رتبهء سلطانى سزاوار نمىشوند ، قسطنطين نظر به ميلى كه داشت خواست آن زن را به عقد خود درآورده همسر خود گرداند ، آلكسندر پاوليچ به توسط مادر خود به برادر اعلام نمود كه اگر اين زن را به عقد خود درآورى منافى منصب وليعهدى اين دولت است يا بايد دست از اين زن بردارى يا به عزل از وليعهدى خط سپارى ، قسطنطين از غايت
هامش
( 1 ) . (Amburger)