تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ نو ( شامل حوادث دوره قاجاريه ) ( فارسى ) — صفحة 25

مساهمون:

ص٢٥
ژنرال همه‌جا شكاركنان در كنار ارس تا پل خدا آفرين كه در محال قراجه‌داغ و بر رودخانهء ارس بسته شده و بنيان آن از سنگ به قدرت آفريدگار جهان از ميان آب بالا آمده تشريف‌فرما شدند و در آنجا نيز ژنرال مده‌دوف را كه حاكم قراباغ و مستحفظ آن سرحدات بود به خواهش دوستانه احضار و او نيز با دو هزار صالدات روس و پانصد سوارنظام و هزار نفر سوار قراباغى و گنجه‌اى از پل عبور كرده به خدمت نايب السلطنهء مرحوم رسيده سه روز او را با جميع صالدات و سواره مهمانى داده و خلعت‌ها و نشان‌ها مرحمت فرموده از وخامت فتنه و آشوب تحذير فرموده و ميل خود را در استقامت مصالحه و استحكام بنيان قواعد دوستى اظهار فرمودند و نصيحت‌ها نموده مرخص داشتند و خود از راه اهر و قراجه‌داغ روانهء دار السلطنهء تبريز شدند . حضرات مفسدين چه از سردار ايروان و چه از خوانين مهاجر و چه از امناى دولت عليه كه در خدمت خاقان مغفور بودند و اخلاصى به نايب السلطنهء مرحوم نداشتند اين‌جور حركات حكيمانه را كه در دولت‌دارى از نايب السلطنهء مرحوم سر مىزد در نظر خاقان مغفور به طريقى جلوه مىدادند كه گويا نايب السلطنهء مرحوم را با امپراطور روس صداقتى ديگر در ميان است كه مثمر ضرر دولتى العياذ باللّه خواهد بود و در زمستان اين سال بعد از معاودت نايب السلطنه از سلطانيه و تفرس از رأى امناى دولت عليه و ارادهء خاقان مغفور بر منازعه و مجادلهء پادشاه روس نايب السلطنه به احتياط سرحددارى و ملاحظهء ذخاير و عساكر و انضباط قلاع سرحدات به عزم شكار روانهء محال كوردشت قراجه‌داغ شده بعد از ملاحظهء قلعهء كوردشت و ساختن بروج مستحكمه در بالاى كوه‌هاى مقرى روانهء اردوباد شده و قلعهء نظاره را كه در بالاى قصبهء اردوباد واقع است و مشرف به آن قصبه مىباشد استحكام داده از آنجا روانهء نخجوان شده و اين دعاگوى دولت شاهى و اميرزاده بهرام و اميرزاده فريدون ميرزا از ملتزمين ركاب نايب السلطنهء مرحوم بوديم و از نخجوان به قلعهء عباس آباد كه سه فرسخى نخجوان است تشريف برده بعد از انتظام امور توپخانه و قورخانه و ذخيرهء ما يحتاج و استمالت تفنگچيان دماوندى كه هزار نفر بودند و به سركردگى عبد اللّه خان پسر اشرف خان دماوندى از طرف خاقان مغفور مستحفظ آنجا بودند روانهء ايروان شدند و قبل از ورود به ايروان از ارس عبور