تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ نو ( شامل حوادث دوره قاجاريه ) ( فارسى ) — صفحة 30

مساهمون:

ص٣٠
مجتهد العصر و الزمانى آقا سيد على مرحوم كه مستغنى از تعريف و توصيف مىباشند از كربلاى معلى با ساير علما و فضلاى عراق عرب به عزم رزم دولت روس و برانگيختن خاقان مغفور به اين كار به فتواى عقل و شرع روانهء عراق عجم شدند و به جميع علماى عراق و آذربايجان نوشته نوشته حكم به وجوب اين يورش و شورش دادند و علماى عراق و آذربايجان كلا مثل جناب آقا عبد الحسين رحمة اللّه عليه و جناب مجتهد العصر و الزمانى حاجى ملا احمد تبريزى و ساير علما و فضلا و سادات را كلا در اين عزم با خود شريك ساخته و امناى دولت شاهى نيز به علت‌هاى سابقه به سخن‌هايى كه ظاهرا صلاح دولت مىنمود تقويت فتواى علما را در خدمت خاقان مغفور مىنمودند و نايب السلطنهء مرحوم غافل از آن نوع حكايت‌ها كه در خدمت خاقان مغفور امناى دولت ذكر مىنمودند به هيچ‌وجه صلاح در اين جنگ و جدال نمىديد و در خدمت خاقان مغفور تمكين اين عمل را نمىنمود و امناى دولت شاهى مثل عبد اللّه خان امين الدوله و سايرين درخدمت علما و مجتهدين از طرف نايب السلطنهء مرحوم به طورهاى ديگر حرف مى زدند و علما و مجتهدين را واداشتند كه فتوى بر اين نوع صادر شود كه هركه بر اين مصلحت و بر اين جنگ انكارى نمايد از جملهء كفار و ملحدين مىباشد . نايب السلطنهء مرحوم از اين خيال آگاه شده و اجماع خواص و عوام را در اين باب مشاهده نموده علاوه بر اين خاقان مغفور نيز تصريحات در اين باب فرمودند ، نايب السلطنهء مرحوم از آنجايى كه جانشان را در راه اين دولت وقف نموده بودند و رضاى خاقان مغفور را بر همهء امور ترجيح مىدادند لا بد تمكين اين مسئله را كردند و جز تمكين و تسليم چاره‌اى نديدند و چون فرستادگان دولت روس كه در دار السلطنهء تبريز مىنشستند و يك دو سال بود كه از اين نوع سخن‌ها به ميان افتاده و در اين نزديكىها هم كه امپراطور روس وفات يافته بود مستشعر بودند كه دولت عليهء ايران در مقام نزاع و جدال خواهند برآمد و ادعاى ولايات اسلام را كه در تصرّف ايشان است خواهند نمود و به دولت خود اين نوع حكايات را معلوم ساخته بودند و موافق قانون دولتى نيز در دوستى آن بود كه سفيرى از جانب اين دولت عليه براى تعزيت امپراطور گذشته و تهنيت امپراطور نشسته روان شود و به سبب اين‌گونه امورات به عهدهء تعويق